Add this page to:

به یاد فرزند برومند آذربایجان، صالح کامرانی

میللی شورا:

نویسنده: آراز اورمولو


انکه حقیقت را نمیداند بیشعور است اما انکه حقیقت را میداند وانرا دروغ میشمارد تبهکار است.«برشت»
میللی شورا- 5 شهریور ماه 86: وکیل مدافع فعالین محبوس حرکت ملی آذربایجان چند روزی است توسط ماموران امنیتی جمهوری اسلامی دستگیرو به بیانی بهتر ربوده شده است.شخصیتی که در دوران فعالیتش در مقام یک وکیل وفعال حقوق بشر پرونده های متعددی را از فعالین فرهنگی و سیاسی دیگر ملیتهای ساکن ایران پذیرفته بود هم کرد هم بلوچ هم ترکمن هم عرب و در مقام اندیشه و عمل ثابت کرده بود مدافعی راستین از حقوق بشری ملل تحت ستم است.اما برجستگی کار وی دردفاع از فعالین حرکت ملی آذربایجان نمود پیدا میکند.
او از حق ملتی دفاع میکرد که سالهاست زبانش را بریده اندونیز حق سخن گفتن را ازاو گرفته اند چه برسد حق اعتراض به پایمال شدن حقوق انسانی و بشری خود.
ملتی که سالهای سال مبارزه با استبداد و استعمار رمق رااو گرفته است ولی در همیشه تاریخ فرزندانی داشته است تا نگذارند آرزوی چندین دهه ای شوونیسم فارس مبنی بر استحاله فرهنگی و نابودی معنوی ملتی تحقق پیدا کند.
صالح کامرانی به راستی همچنانکه در بیانیه سازمان عفو بین الملل نیز اشاره شده است زندانی عقیده است.عقیده ای که انچنان ترس بر پیکره حاکمیت ایران از بیداری و جنبش ملتی برای مطالبه و احقاق حقوق انسانی خود می اندازد که در این سالها مجبور بوده است در همه حال در اماده باش دایمی به سر برد و اینچنین از کلافگی و سردرگمی خشم عریان خود را که از خصوصیات نظامهای استبدادی و استعماری است به نمایش گذارد.
انسانها را باید از نزدیک دید -شنید -شناخت و در در حد توان درک کرد.ایمان و تعهد صالح در دفاع از حق بشری ملت آذربایجان برای زندگی شرافتمندانه،طرد هویتهای جعلی و دیکته شده حکومتی ورجوع به هویت اصیل راستین وانسانی و ساده تر بگویم ازاد زیستن انسان ماندن و هرگونه قید و بند را از اندیشه اذربایجانی زدودن در عمل و گفتار وی مشاهده میشد.و اینها جز در سایه باور به توفق ملتی آزاد از هرگونه جهل و کهنه پرستی نمی تواند باشد.
البت که با قدم نهادن در مسیر چنین مبارزه ای از خیلی از منافع مادی اش گذشت بدون هیچگونه چشمداشت،انتظار و منتی،متأسفانه در جامغه استبداد زده ما هستند روشنفکرمأبان و محافل خبری که همیشه از دور دستی بر آتش دارند با محکوم کردن قربانی به اینکه اگر این کار یا ان کاررا نمیکرد،اگر این حرف یا ان حرف را نمیزد،اگر فلان یا بهمان اشتباه را مرتکب نمیشد،الان آزاد بود و در چنین وضعی گرفتار نمیشد به توجیه سکوت خود می پردازند.آنهایی که باید بیرحمی و شقاوت دستگاه خفقان پلیسی،امنیتی نظام حاکم را محکوم کنند ناجوانمردانه به شهرت ناخواسته ای که امثال صالح به ان رسیده اند حسادت و حمله میکنند و با بیان جملاتی نظیر ً«ما که برای حکومت خطرناکتریم،ما که فعالیت بیشتری کرده ایم»به تسکین وجدانهای خاموش خود مشغول میشوند.اما جسارت،تعهد،و عملگرایی صالح را جز در سایه باور به آرمانهای حرکت ملی آذربایجان نمیتوان معنا کرد.
حقیقت این است که ملتی تمامی حقوق انسانی و بشری خود را خواهان است ودر این راه نه التماس میکند ونه باج میدهد،آذربایجانی حق خود را خواهد گرفت حتی اگر لازم باشد تیغ بر چنگال استعماری بزند که سالهاست بر آن چنگ انداخته است.
تضییع و انکار حقوق اذربایجانیان،دستگیری،شکنجه وتحقیر فرزندان برومند آن،صدور احکام سنگین زندان و...به بهانه های واهی و از قبل تعیین شده ای نظیر ارتباط با بیگانگان، جاسوسی،اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام و...موجب ان نخواهد شد که فعالین حرکت ملی از سر مدارا وسازش و انفعال برآیند و بالاخره در نتیجه چنین تظلم هایی روزی خواهد رسید که آذربایجان بگوید *مرگ یک بار شیون یک بار*
به امید آزادی صالح و دیگر فعالین حرکت ملی آذربایجان