Add this page to:


ترجمه بیانیه سازمان عفو بین المل در مورد صالح کامرانی

شماره اندیکس : MDE 13/105/2007

ترجمه : مهرداد بامدادان

زندانی عقیده ؛ ترس از شکنجه و رفتار خشونت آمیز؛ نیاز به مراقبت های پزشکی
صالح کامرانی ,35 ساله ؛ وکیل دعاوی و مدافع حقوق بشر
صالح کامرانی مدافع حقوق بشر روز 18 آگوست توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده و در بند 209 زندان اوین تهران در بازداشت به سر می برد وی در معرض شکنجه و رفتار خشونت آمیز قرار دارد و بخاطر ناراحتی قلبی نیاز به مراقبتهای پزشکی نیز دارد.
سازمان عفو بین المل معتقد است که وی زندانی عقیده می باشد چرا که وی در ارتباط با فعالیتهای حقوق به عنوان وکیل مدافع و هم چنین تلاشهای بشر دوستانه در جهت احقاق حقوق جامعه آذربایجانی در ایران بر اساس قوانین بین المللی دستگیر شده است.
وی پس از شرکت در مراسم عروسی و در راه بازگشت به خانه در شهر کرج در نزدیکی تهران بازداشت شده است کامپیوتر شخصی, عکس های خانوادگی , دروبین عکاسی همسر وی, کلیه اسناد و مدارک وی از سوی نیروهای امنیتی توقیف شده است.
خانواده صالح تا روز 21 آگوست از دستگیری وی مطلع نشده بودند تا اینکه در یک مکالمه کوتاه تلفنی به همسرش ( خانم مینا اصغری) گفت که در بند 209 زندان اوین زندانی است در ان مکالمه به وی اجازه صحبت کرده بزبان مادری ( ترکی آذربایجانی ) داده نشد و مادر پیر صالح که قادر به تکلم بزبان فارسی نبود نتوانست با صالح صحبت کند.
صالح اظهار داشته است که نمی داند چرا و به چه جرمی دستگیر شده است ولی معتقد است که دستگیری وی در ارتباط با بازداشت وی در سال 2006 باشد در آن سال وی به همراه تعداد زیادی از فعالین آذربایجانی به اتهام تلاش در حهت احقاق حقوق رسمی و شناخته شده بین المللی آذربایجانیها در ایران دستگیر و 3 ماه زندانی شده بود.
صالح در روز 14 ژوئن سال 2006 در مسیر بازگشت از محل کار بخانه دستگیر شد تا اینکه خانواده اش در روز 18 ژوئن مطلع شدند که صالح در بند 209 زندان اوین زندانی است.وی 97 روزرا در سلول انفرادی و تخت شکنجه فیزیکی سپری کرد در این مدت همسر وی بارها از سوی نیرهای امنیتی احضار وتهدید شد مدارک جمع آوری شده توسط نیروهای امنیتی علیه صالح عبارت بودند از:
سخنرانیها و مصاحبه های وی ؛ مکاتبات 15 سال پیش او؛ مکالمات تلفنی ضبط شده وی ؛ اس ام اس های
ضبط شده وی ؛ اظهارات برادر وی ( محرم کامرانی) که طی دوران بازداشت و تحت شکنجه از وی اخذ شده بود وحتی عکس صالخ که با کروات گرفته شده بود وبه تعبیر مسئولین حکومت ایران نماد نفوذ فرهنگ غربی در صالح می باشد
وی به همکاری با سازمانهای بین االمللی از جمله سازمان عفو بین المل و هم چنین تماس با بیگانگان از جمله اسراییل متهم شده بود در دوران بازداشت به وی اجاز داده نشد تا تحت مراقبتهای پزشکی قرار گیرد چرا که وی بیمار قلبی لست و این بیماری در نتیجه شکنجه های دروان بازادشت بوجود آمده است .
( اندیکس شماره UA 171/06, MDE 13/067/2006 and follow-ups) ملاحظه نماید )
روز 18 سپتامبر وی به" جرم تبلیغات علیه نظام" به تحمل یک سال زندان و محرومیت 5 ساله از کار وکالت مجروم شد و کارت وکالت وی نیز توقیف گردید.
اطلاعات تکمیلی :

آذربایجانیها ؛ در ایران بزگترین اقلیت قومی باشند آنها عمدتا شیعه بوده و در مناطق شمال و شمالغرب ایران ساکن هستند و دست کم 25 الی 30 در صد از جمعیت ایران را شامل می شوند تقاضا برای احقاق حقوق اولیه از جمله حقوق فرهنگی و زبانی و حق تحصیل بزبان مادری در مدارس از سوی آذربایجانیها در حال کسترش می باشد تعدادی از آذربایجانیها طرفدار جدایی از ایران و اتخاد با جمهوری آدربایجان هستند و حکومت ایران در خواست احقاق حقوق آذربایجانیها را با اتهاماتی نظیر " اشاعه و ترویج پان ترکیسم " روبرو می سازد.
در ماه می سال 2006 تظاهرات وسیعی در اکثر شهرهای مناطق مناطق شمال و شمالغرب ایران در اعتراض به درج کاریکاتور اهانت آمیز نسبت به آذربایجانیها در روز نامه دولتی ایران برگزار شد ور در جریان این تظاهرات صدها نفر بازداشت شدند موج ذیگری از بازداشتها رد آستانه بازگشایی مدارس در سپتامبر 2006 و هم چنین روز 21 فوریه سال 2007 و در روز حهانی زبان مادری اتفاق افتاد.
اقداماتی که توصیه می شود: لطفا درخواست های خود را هرجه سریعتر به فارسی، عربی، انگلیسی و یا زبان مورد تکلم خود ارسال نمائید :
اظهار نگرانی در مورد اینکه صالح روز 18 آگوست بخ چخ جرمی دستگیر شده است و در خواست از مسئولین حکومت ایران برای آزادی فوری و بدون قید وشرط وی ؛ چرا که صالح زندانی عقیده بوده و بخاطر انجام فعالیتعای بشر دوستانه به نفع جامعه آذربایحانی در ایران دستگیر شده است.
بپرسید که چرا صالح دستگیر شده و اتهامت علیه وی چیست
از مسئولین بخواهید که مانع شکنجه و برخورد حشونت آمیز با وی شوند
شرایط آزادانه حق انتخاب وکیل و ملاقات آزادانه با خانواده و هم چنین مراقبتهای پزشکی لازم را برای وی فراهم نمایید
درخواست به:
رهبر جمهوری اسلامی
آیت الله سید علی خامنه ای، دفتر رهبری
قم ، خیابان شهدا، جمهوری اسلامی ایران
آیمیل: http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=info@leader.ir OR http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=istiftaa@wilayah.org
فکس: +98 251 774 2228
وزیر اطلاعات
غلامحسین محسنی اژه ای
ایران، تهران، وزارت اطلاعات، خیابان نگارستان دوم، خیابان پاسداران
ایمیل: http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=iranprobe@iranprobe.com
رییس قوه قضاییه:
آیت ااه هاشمی شاهرودی
میدان 15 خرداد ؛ ساختمان قوه قضاییه
ایمیل :http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=info@dadgostary-tehran.ir
رونوشت به:
رئیس جمهور، محمود احمدی نژاد
ایران، تهران، ریاست جمهوری، خیابان فلسطین، چهارراه آدربایجان
ایمیل: http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=dr-ahmadinejad@president.ir

غلامعلی حداد عادل
رییس محلس شورای اسلامی
میدان بهارستان
ایمیل : http://us.f555.mail.yahoo.com/ym/Compose?To=hadadadel@majlis.ir
و برای نمایندگی جمهوری اسلامی در کشورهای محل زندگی تان .
لطفا چنانچه درخواست های خود را بعد از 4 اکتبر 2007 ارسال می کنید، با دبیرخانه سازمان عفو بین الملل یا شعبه عفو بین الملل در کشورتان تماس بگیرید

تاریخ ارسال خبر: 05/06/1386
ادامه مطلب ...

بين الخالق عفو تشکيلاتی سعيد متين پورون شکنجه اولونماسيندان راحات سيزدير

24/08/2007



سعيد متين پوربين الخالق عفو تشکيلاتی 23 اوگوست تاريخلی بياناتيندا ايران حکومتی طرفيندن حبس اولونموش آذربايجانلی فعال و ژورناليست سعيد متين پورون شکنجه اولونماسيندان قايغی لانديغينی بيلديريب. بين الخالق عفوين بياناتينا گوره سعيد متين پور ايرانين اطلاعات تشکيلاتی نين نظارتی آلتيندا اولان تهرانين اوين زندانينين 209-جو بولومونده ساخلانيلير. اونون تک آداملی سلولدا ساخلانديغی سويله نيلير و معروض قالديغيی تضييق لره گوره فيزيکی دورمونون ياخشی اولماديغی بيان ائديلير.قورومون بيلديرديينه گوره سعيد متين پور تلويزيون" اعتراف لاری" وئرمک اوچون شکنجه ائديلمکده دير. سعيد متين پور مایين 25 ده آذربايجانليلارين کوتلوی اعتراض لارينين ايلدونومو عرفه سينده زنجان شهرينده حبس اولونوب. اينديه دک اونون عائيله سی ايله گوروشمه سينه و وکيل توتماق حاققيندان يارارلانماسينا اجازه وئريلمه ييب.کئچن هفته سرحدسيز ژورناليست لر بيرلييی ده سعيد متين پورلا باغلی بيانات يايميش و "يارپاق" درگی سينين باش يازاری اولان بو آذربايجانلی فعالين حبسينه قارشی اعتراضينی بيلديرميش و اونون آزاد ائديلمه سينه طلب ائتميشدير.
بوندان باشقا اوگوستون 23 دن بين الخالق عفو تشکيلاتی همده آذربايجانی




صالح کامرانی
محبوسلارينين حقوق مدافعه چيسی وکيل صالح کامرانی نين حبسينی پيسله ين بياناتلا چيخيش ائديب. اونون حبسی فيکير و سوز آزادليغينين محدودلاشديريلماسی کيمی ده يرلنديريب. بين الخالق قوروم، کامرانی نين اوگوستون 18 ده تهرانين ياخينليغيندا يئرله شن کرج شهرينده حبس اولوناراق نامعلوم يئره آپاريلديغينی ، عائيله سينين اونون حاققيندا 3 گون تام معلوماتسيز قالديغينی و يالنيز قيسا تلفون زنگيندن سونرا خانيمی نين اونون اوين زندانيندا اولماسيندان خبر توتا بيلديينی بيان ائدير. بين الخالق عفو تشکيلاتی صالح کامرانی نين ئورک خسته لييندن عذاب چکديينی و حبس خانا شرايطی نين اونون حياتينا تهلوکه تورتديينی قيد ائدير. خاطيرلاداق کی صالح کامرانی پئشه جه وکيل دير. او بير چوخ سياسی محبوسون مدافعه سينی تامين ائتميشدير.









ادامه مطلب ...

مصاحبه خانم مینا اصغری با رادیو صدای آمریکا


آمنستی اينترنشنال سعيد متين پور و صالح کامرانی نی ويجدان محبوسو اعلان ائديب









24/08/2007

صالح کامرانی نين خانيمی ارينه شکنجه وئريلمه سيندن ناراحات دير

قولاق آسين صالح کامرانی نين خانيمی ارينه شکنجه وئريلمه سيندن ناراحات دير

موخبيريميز خديجه اسماعيل اوانين "آمنستی اينترنشنال سعيد متين پور و صالح کامرانی نين ويجدان محبوسو اعلان ائديب" باشليقلی رپرتاژی .
رپرتاژی سس اولاراق دينله يه بيلرسينيز

http://www.voanews.com/azeri/Amnesty-calls-for-release-of-Azeris.cfm

تاریخ ارسال خبر:03/06/1386
ادامه مطلب ...

فعالین حقوق بشر آذربایجان را آزاد کنید(پوستر)



ادامه مطلب ...

Azərbaycanlı fəallar vicdan məhbusu elan ediliblər


http://urmiye.blogfa.com/post-117.aspx

azadlıq radiosu:

Azərbaycanlı fəallar vicdan məhbusu elan ediliblər

Əbülfəzl Paşaoğlu
Beynəlxalq insan hüquqları təşkilatı «Amnesty International» hazırda Tehranın Evin zindanında saxlanılan azərbaycanlı hüquq müdafiəçiləri Səid Mətinpur və Saleh Kamrani haqda eyni gündə iki bəyanat verib .
Avqustun 23-də yayılan ilk bəyanatda «Amnesty International» İran azərbaycanlıların mədəni haqlarını müdafiə edən jurnalist Səid Mətinpurun işgəncə altında olmasından nigaran olduğunu bildirir.
Beynəlxalq insan hüquqları təşkilatı vicdan məhbusu elan etdiyi Səid Mətinpur haqda bundan öncə də - iyunun 7-də təcili bəyanat vermiş, onun işgəncə təhlükəsində olduğunu bildirmişdi.
Bu son sənədə əsasən Mətinpur hazırda Tehranın Evin həbsxanasının ETTELAAT-ın nəzarəti altında olan 206-cı korpusunda saxlanılır və ona göstərilən təzyiqlər televiziya «etiraflarına» vadar etmək məqsədi daşıyır.
«Amnesty International» son vaxtlar Evin həbsxanasının 206-ci korpusunda olan başqa məhbusların müşahidələrinə əsaslanaraq azərbaycanlı fəalın biradamlıq kameraya salındığını və səhhətinin təhlükə altında olduğunu bildirir.
Bəyanatda qeyd edilir ki, son dəfə mayın 25-də Zəncan şəhərində nəzarət altına alınan Mətinpur yalnız İran azərbaycanlılarının mənafeyi uğrunda apardığı sülhpərvər fəaliyyətinə görə həbs edilib və buna görə də təşkilat onun vicdan məhbusu olduğuna inanır.
Fəalın bir neçə telefondan başqa zindandan xaricdəkilərlə heç bir təmasının olmadığı, həbs müddəti ərzində vəkil və ailəsi ilə görüşünə imkan verilmədiyi bildirilir.
Təşkilatın avqustun 23-də yaydığı ikinci bəyanat isə həbs edilən tanınmış hüquq müdafiəçisi Saleh Kamrani haqdadır.
Məlumata görə, avqustun 18-də gecə vaxtı Kərəc şəhərində tutulub Tehranın Evin həbsxanasına aparılan cənab Kamraninin ailəsi üç gün ondan xəbərsiz olub. Avqustun 21-də ailəsi ilə qısa telefon söhbətinə imkan verilən fəal Evin zindanının 206-cı korpusunda olduğunu bildirib. Lakin onun Azərbaycan dilində danışmasına icazə verilməyib və elə buna görə də fars dilini başa düşməyən anası ilə telefon söhbəti mümkün olmayıb.
Bəyanatda hüquq müdafiəçisinin fikir və söz azadlığından məhrum edildiyi bildirilir.
«Amnesty International» Saleh Kamranini də vicdan məhbusu hesab edir və ürək xəstəlinə görə onun həyatının ciddi təhlükə qarşısında qaldığını bildirir.



تاریخ ارسال خبر: 03/06/1386

ادامه مطلب ...

A report on Political Prisoners of the Iranian Azerbaijan and Kurdistan

Mr. Kaboodvand director of the “Defense of Human Rights “organization of Kurdistan – who is now in prison- informed his family that his life is threatened in prison.In this conversation he told his family that 2 prisoners with dangerous criminal records have been transferred to his cell. (This is one method used by the interrogators to force prisoners to co operate with prison officials.)Mr. Kaboodvand has been pressured to dismantle the “Defense of Human Right “organization. He is still healing from injuries received under torture.
Saeed Matinpour
Mr. Javanbakht has also reported that a student activist who has recently been released from jail has reported that Saeed Matinpour , journalist and a human rights activist from Azarbaijan ,has been tortured in the Intelligence Ministry Prison accused of spying. The Interrogators wanted him to make false televised confessions against himself.Mrs. Atefeh Taheri, spouse of Mr. Matinpour, stated that her husband had told her in a couple of short telephone conversations that “he was still alive”!Mr. Matinpour's family had not been aware of his whereabouts for a long time.Mr. Matinpour is 32 years old and has his masters’ degree in Philosophy from Tehran University.
Amir Abbas Banayi Kazemi
Amir Abbas Banayi Kazemi (who is a political activist currently in Tabriz Prison) has been brutally tortured in jail and as a result he has a number or broken teeth and his face is completely bruised, according to his mother who had called the Turkish language program of "radio America”.Amir Abbas Banayi Kazemi was in the Intelligence Ministry prison in Tabriz for one month and later was transferred to section 9 of the Tabriz Prison.
Saleh Kamrani
Saleh Kamrani, lawyer representing "Shamse Tabrizi" Newspaper and a number of political prisoners in Azarbaijan was kidnapped on August 18, 2007, by the Intelligence Ministry Officials while attending a wedding ceremony in the city of Karaj. He has recently called his wife to let her know that he is being held at Evin Prison. Mrs. Asghari, is extremely worried and concerned about the condition of her husband in the Evin Prison.
Jalil Ghanyloo
Jalil Ghanyloo, a political activists from Zanjan has brutally been tortured in 209 of Evin Prison and is in a terrible psychological state, according to his brothers testimony.Alireza Javanbakht, spokeman for the Committee for the Defence of Political Prisoners in Azarbaijan has stated that Mr. Ghanyloo was first arrested simultaneously with the “International Mother Language Day” and then released after 26 days while depositing a $30,000 bail.
Hadi Hamidi Shafigh
Hadi Hamidi Shafigh, a 23 year old student in architecture from Tabriz has recently been sentenced an extra 7 months imprisonment by the Revolutionary Court in Orumiyeh.He had previously been charged 10 months for “participating in illegal demonstrations” but this time new charges were brought against him by the Public Prosecutor such as “possession of a CD that insult Khamenei (The Supreme Leader of the Islamic Regime) and Khomeini ( The founder of the Islamic Regime.) ”It has been reported that two of Mr. Shafigh's fingers have been broken as a result of torture by the Intelligence Ministry Officials.
تاریخ ارسال خبر:02/06/1386

ادامه مطلب ...

آقای کامرانی با خانواده خود تماس گرفتند.


آقای صالح کامرانی توانستند در تاریخ 30/05/1386 از بازداشتگاه زندان اوین با خانواده خود تماس بگیرند. در این ارتباط تلفنی که در شرایط کاملاً امنیتی برقرار شده بود آقای کامرانی حق صحبت کردن به زبان مادری(تورکی) نداشت و فقط گفته های مأموران اطلاعاتی بازداشتگاه اوین را دیکته می کرد. در این تماس آقای کامرانی به خانم مینا اصغری(همسرشان) گفته اند که پیگیر من نباش و در مورد وضعیت من با هیچ نهاد یا سازمان یا خبرگزاری مصاحبه نکن.
این تماس تلفنی به دلیل اینکه آقای کامرانی به زبان مادری خودشان، پشت تلفن گفته اند:"نه خبر؟"، از طرف مأموران قطع شده است.

تاریخ ارسال خبر: 02/06/1386
ادامه مطلب ...

بیانیه عفو بین الملل در مورد آقای صالح کامرانی

PUBLIC AI Index: MDE 13/105/2007 23 August 2007

UA 220/07 Prisoner of Conscience/Fear of torture or ill-treatment/Medical concern

IRAN Saleh Kamrani (m), aged about 35, lawyer and human rights defender
Human rights defender Saleh Kamrani was arrested on 18 August, and is held in Section 209 of Evin Prison in Tehran, run by the Ministry of Intelligence. He is at risk of torture or ill-treatment. He needs regular medication for a heart condition.

Amnesty International believes that he is a prisoner of conscience, detained solely in connection with his legitimate activities as a lawyer and for the peaceful exercise of his internationally recognized rights to freedom of expression and association in support of greater rights for the Iranian Azerbaijani community.

He was arrested at a family wedding in the city of Karaj, near Tehran. Four men in plain clothes took him away from the wedding to the house where he was staying, where they confiscated his computer, documents, family photographs and his wife’s camera, as well as documents and photographs belonging to the owner of the house.

His family did not know what had happened until 21 August, when he was allowed a brief phone call in which he told his wife that he was in Section 209. He was apparently not allowed to speak in his native language, Azerbaijani Turkic, so could not speak to his mother, who does not understand Persian. He apparently said he did not know why he had been arrested, but believed it might have been connected to his arrest in 2006, when he was detained for three months because of his work representing Iranian Azerbaijanis and others, and for the peaceful exercise of his internationally recognized rights to freedom of expression and association in support of greater rights for the Iranian Azerbaijani community.

He had been arrested on 14 June 2006 on the way home from work. His family only found out on 18 June that he was being held in Section 209 of Evin Prison. He spent 97 days in solitary confinement and was subjected to psychological torture, including threats that his wife would be arrested. He was questioned about all aspects of his life and was threatened. The evidence against him reportedly included speeches, interviews and correspondence from the previous 15 years, recorded telephone conversations, SMS messages, statements from his brothers which had been extracted under torture and even included a picture of Saleh Kamrani wearing a tie, regarded by the authorities as a sign of western influence. He was accused of contacting human rights organisations such as Amnesty International, and having contact with foreigners, including Israelis. He was not allowed to take the medication he needs to control his heart rate because of a defective heart valve, and his condition reportedly worsened as a result. (See UA 171/06, MDE 13/067/2006 and follow-ups.) On 18 September 2006 he was sentenced to one year’s imprisonment, suspended for five years, for “spreading propaganda against the system”. He was released, but the authorities retained his lawyer’s card, without which he could not return to work as a lawyer.

BACKGROUND INFORMATION
Iranian Azerbaijanis, who are mainly Shi’a Muslims, are the largest minority in Iran, constituting at least 25-30 per cent of the population. They live mainly in the north and north-west of Iran. There is a growing demand for greater cultural and linguistic rights among Iranian Azerbaijanis, including the right to education in their mother tongue of Azerbaijani Turkic. A small minority advocate secession of Iranian Azerbaijan from the Islamic Republic of Iran and union with the Republic of Azerbaijan. Those who seek to promote Iranian Azerbaijani cultural identity are viewed with suspicion by the Iranian authorities, who often accuse them of vague charges such as "promoting pan-Turkism".

In May 2006, massive demonstrations took place in towns and cities in north-western Iran, where the majority of the population is Iranian Azerbaijani, in protest at a cartoon published on 12 May by the state-owned daily newspaper Iran, which many Iranian Azerbaijanis found offensive. Hundreds were arrested during and after the demonstrations. Other waves of arrests have occurred around dates significant to the Azerbaijani community, such as a boycott of the start of the academic year in September 2006, after demonstrations in February 2007 on the occasion of International Mother Tongue day, and on the anniversary of the May 2006 demonstrations.

RECOMMENDED ACTION: Please send appeals to arrive as quickly as possible, in Persian, Arabic, English, French or your own language:
- expressing concern that Saleh Kamrani was detained on 18 August, and calling on the authorities to release him immediately and unconditionally, as he is a prisoner of conscience, held solely for his peaceful activities on behalf of the Iranian Azerbaijani community;
- asking why he was arrested, including any charges brought against him;
- urging the authorities to protect him from torture or ill-treatment;
- urging them to give him immediate and regular access to his family and a lawyer of his choice, and to all necessary medical treatment.

APPEALS TO:
Leader of the Islamic Republic
His Excellency Ayatollah Sayed ‘Ali Khamenei, The Office of the Supreme Leader
Islamic Republic Street - Shahid Keshvar Doust Street, Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: info@leader.ir
Salutation: Your Excellency

Minister of Intelligence
Gholam Hossein Mohseni Ejeie
Ministry of Intelligence, Second Negarestan Street, Pasdaran Avenue, Tehran, Islamic Republic of Iran
Salutation: Your Excellency

Head of the Judiciary
Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi
Ministry of Justice, Ministry of Justice Building, Panzdah-Khordad Square, Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: +98 21 3390 4986 (please keep trying)
Email: info@dadgostary-tehran.ir (In the subject line write: FAO Ayatollah Shahroudi)
Salutation: Your Excellency

COPIES TO:
President
His Excellency Mahmoud Ahmadinejad
The Presidency, Palestine Avenue, Azerbaijan Intersection, Tehran, Islamic Republic of Iran
Email: dr-ahmadinejad@president.ir
via website: www.president.ir/email
Salutation: Your Excellency

Speaker of Parliament
His Excellency Gholamali Haddad Adel
Majles-e Shoura-ye Eslami, Baharestan Square, Tehran, Islamic Republic of Iran
Fax: +98 21 3355 6408
Email: hadadadel@majlis.ir

and to diplomatic representatives of Iran accredited to your country.

PLEASE SEND APPEALS IMMEDIATELY. Check with the International Secretariat, or your section office, if sending appeals after 4 October 2007.

ادامه مطلب ...

خانم مینا اصغری طی نامه ای خواستارمشخص شدن وضعیت همسرش شده است

خانم مینا اصغری همسر صالح کامرانی طی نامه ای رسمی از آقای دکتر اعلمی، نماینده مردم تبریز، خواستار روشن شدن وضعیت همسرش شده است.
خانم اصغری در نامه خود با اشاره به نحوه دستگیری همسرش از مراسم عروسی و همچنین غارت اموال شخصی و مدارک شخصی خود و آقای کامرانی و همچنین صاحب خانه از آقای دکتر اعلمی در مورد مشخص شدن وضعیت همسرش و همچنین مشخص شدن محل اختفای همسرش استمداد طلبیده اند.
در جای دیگری از نامه خانم اصغری با اشاره به وضعیت جسمانی آقای کامرانی و همچنین بیماری ایشان از آقای دکتر اعلمی در خصوص آزادی همسرشان کمک خواستند.
در پایان خانم اصغری از زحمات آقای دکتر اعلمی در خصوص فعالان آذربایجانی تشکر و قدردانی کرده اند.

تاریخ ارسال خبر: 01/06/1386
ادامه مطلب ...

برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم

علیرضا جوانبخت – سخنگوی کمیته دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان

صالح کامرانی وکیل آذربایجانی هم چند روز پیش بازداشت شد. فشارهای وارده بر فعالین سیاسی آذربایجان به نحو حیرت انگیزی افزایش یافته است. در چند ماه اخیر عده زیادی با حمله ناگهانی نیروهای اداره اطلاعات در محل کار خیابان و اماکن عمومی دستگیر شده اند. در مورد بسیاری از دستگیر شدگان محل نگهداری آنها بعد از هفته ها به خانواده شان اطلاع داده شده است. اکثر آنها خصوصاْ سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار زنجانی به شدت شکنجه شده و به طرق وحشتناکی مورد تهدید قرار گرفته اند. در مورد چند تن از زندانیان از جمله هادی حمیدی شفیق دانشجوی زندانی در ارومیه و عباس لسانی فعال شناخته شده اردبیلی پرونده های جدید باز شده و به مدت حبس آنها اضافه گشته است. اخبار بسیار موثقی از وارد کردن فشارهای سنگین بر سعید متین پور به منظور اعترافگیری مقابل دوربین وجود دارد.
سعید متین پور و چندین تن دیگر از دستگیر شدگان ماههای اخیر چهره های میانه رو روزنامه نگار و فعالان حقوق بشری هستند که سابقه فعالیتهای قانونمند و شفافی را داشته اند. توجه به شیوه دستگیری این فعالان و همچنین نوع فعالیت آنها تلاش وزارت اطلاعات و ارگانهای امنیتی جمهوری اسلامی برای متشنج کردن اوضاع به خصوص در آذربایجان را آشکار می سازد. شواهد و قرائن موجود از آغاز یک پروژه در آذربایجان خبر می دهد. به طور قطع پروژه ای که از شهر زنجان نزدیکترین مرکز عمده فعالین هویت طلب آذربایجانی به پایتخت حرکت نموده و با بازداشت صالح کامرانی وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر آذربایجانی ادامه پیدا کرده است٬ هدفش سرکوب و ساکت کردن فعالان مدنی و روشنفکرهای میانه رو آذربایجانی است. محتملاْ هدف نهایی این پروژه سرکوب تزریق خشونت در حرکت ملی آذربایجان و سپس به دست آوردن بهانه های لازم برای حملات همه جانبه و گسترده تر به فعالان آذربایجانی در شهرهای مختلف خواهد بود.
نهادهای افراطی وابسته به حکومت در اعتراضات گسترده خرداد ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ تظاهراتهای اول مهرماه (روز بازگشائی مدارس) و ۲۱ فوریه (روز جهانی زبان مادری) نیز چنین اهدافی را دنبال کرده اند. به طور کلی تبدیل اعتراضهای آرام و دور از خشونت مردم آذربایجان به نا آرامیهایی همراه با حمله به مراکز دولتی و غیر دولتی و آتش زدن بانکها و اتومبیلها مورد نظر حکومت جمهوری اسلامی ایران بوده است.

برای حفظ سلامت و تامین امنیت جانی زندانیان سیاسی آذربایجان به حمایت بین المللی احتیاج داریم و از تمامی فعالان حقوق بشرروزنامه نگاران نویسندگان و روشنفکران تقضا داریم به کمک همکاران و همفکران آذربایجانی خود در زندانهای ایران بشتابند.
آخرین اخبار در مورد عده ای از زندانیان آذربایجان:
سعید متین پور: شب چهرم خرداد ۱۳۸۶ در حالیکه به همراه همسر خود از یکی از خیابانهای زنجان عبور می کرده به طرز غیر معمولی دستگیر شده است. خانواده او مدتها از محل نگهداری وی بی اطلاع بوده اند. او هم اکنون در زندان اوین تهران به سر می برد. اخبار کاملاْ موثقی وجود دارد که متین پور برای دادن اعترافات مقابل دوربین تحت فشار قرار گرفته است. یکی از فعالین دانشجویی که اخیراْ از زندان اوین آزاد شده میگوید سعید به شدت شکنجه گشته است و اورا به جاسوسی متهم کرده اند. اتهامی که اخیراْ در مورد بسیاری از فعالان آذربایجانی مطرح گشته است. خانم عطیه طاهری همسر سعید متین پور تنها از طریق چند مکالمه کوتاه تلفنی با همسرش ارتباط داشته است مکالمه ای که متین پور فرصت یافته است چند بار جمله "بدان که من زنده ام" را تکرار کند. صدها تن از روشنفکران نویسندگان و فعالان سیاسی با امضای طوماری خواهان آزادی سعید متین پور جلیل غنی لو و بهروز صفری شده اند.
سعید متین پور بارها طی نوشته هایی در وبلاگ خود به رفتار غیر قانونی دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی ایران با محبوسان سیاسی اعتراض کرده است. او ۳۲ ساله و فارغ التحصیل رشته فلسفه از دانشگاه تهران است. سعید وکیل مدافع ندارد.
امیر عباس بنای کاظمی: روز ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۶ مامورین اداره اطلاعات تبریز او را در منزل خویش دستگیر کرده اند. او حدود یک ماه در یکی از بازداشتگاههای اطلاعات تبریز تحت شکنجه در بازداشت بوده است. اما بعد از فرستاده شدن به بند ۹ زندان تبریز نیز گهگاهی موقتاْ به بازداشتگاه اطلاعات سپاه تبریز منتقل گشته است. خانم جمیله بنای کاظمی مادر امیر عباس که یک بار با فرزند خود ملاقات کرده است به بخش ترکی آذربایجانی رادیو آمریکا چنین می گوید: "وضعيت فرزندم نامناسب است، او به شدت شکنجه شده است و در اثر شکنجه های جسمی دندانهایش شکسته و صورتش کبود شده است. سلامت امیر در نتیجه شرایط سخت زندان به مخاطره افتاده است."
صالح کامرانی: شب شنبه ۲۷ مرداد از یک مجلس عروسی در شهرستان کرج توسط نیروهای امنیتی ربوده و به مکان نامعلومی انتقال داده شد. صالح کامرانی دیروز (۳۰ مرداد) طی تماس تلفنی که با همسر خود خانم مینا اصغری داشته از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است. بنا به گفته همسر صالح کامرانی مادر صالح که ابتدا گوشی تلفن را برداشته بود گفته های صالح را متوجه نشد زیرا آنها به او اجازه نداده بودند با مادرش ترکی صحبت کند. خانم اصغری با توجه به چنین آغازی از بکارگیری شدت علیه همسرش بسیار نگران است. صالح کامرانی وکیل مدافع تعدادی از فعالان سیاسی آذربایجان و همچنین نشریه توقیف شده شمس تبریز بوده است. او بعد از اعتراضات گسترده ترکهای آذربایجان در خرداد ماه ۱۳۸۵ دستگیر و چندین ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات و زندان اوین تهران بازداشت گردید. صالح کامرانی قرار بود در محاکمه روز ششم شهریور یوسف عزیزی بنی طرف نویسنده و روزنامه نگار عرب وکالت او را بر عهده داشته باشد.
هادی حمیدی شفیق: این دانشجو که در زندان مرکزی ارومیه محبوس است علیرغم دریافت دو حکم حبس ۱۰ ماهه و ۷ ماهه دوباره به دادگاه انقلاب ارومیه احضار شده است. احتمال طولانی تر شدن مدت حبس وی زیاد است. هادی حمیدی دانشجوی ۲۳ ساله معماری دانشگاه آزاد ارومیه اهل تبریز است. او شب ۲۰ آذر ۱۳۸۵ دستگیر شده و بعد از تحمل يك ماه حبس در بازداشتگاه اداره اطلاعات اورمیه همراه با شکنجه شدید و سپس محاکمه مجدد به جرم شرکت در راهپیمایی غیر قانونی و اقدام علیه امنیت کشور به تحمل ۱۰ ماه حبس محکوم گشت. هادی حمیدی خرداد ماه ۱۳۸۶ در نتیجه شکایت معاون دادستان عمومی و انقلاب اورمیه و به جرم تهیه و داشتن سی دی با محتویات توهین به مقام معظم رهبری و بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران به هفت ماه حبس دیگر محکوم شد. به گفته فعالین سیاسی اورمیه ای كه از زندان آزاد شده اند دو انگشت هادی حميدی در اثر شکنجه هنگام بازجويی ها شكسته بود كه به علت كمبود مراقبت هنوز بهبود نيافته است.
جلیل غنی لو: ۵ خرداد امسال در زنجان دستگیر شده و بعد از مدتی به زندان اوین و سپس زندان زنجان انتقال داده شده است. غنی لو پیش از این در دوم اسفند ۱۳۸۵ همزمان با روز جهانی زبان مادری نیز بازداشت شده و پس از ۲۶ روز بازداشت در سلول انفرادی در زندانهای زنجان و بند ۲۰۹ زندان اوین به قید وثیقه ۳۰ میلیون تومانی آزاد شده بود. احتمال شکنجه شدن جلیل بسیار زیاد است. توکل غنی لو برادر جلیل می گوید:"جلیل در پی بازداشتش در روز جهانی زبان مادری در زنجان درمورخه دوم اسفند ۸۵ وشکنجه جسمی وروحی در جریان بازجوییها در بند ۲۰۹ زندان اوین وضع روحی خوبی ندارد "
سایر زندانیان سیاسی آذربایجان نیز در وضعیت بسیار نگران کننده ای به سر می برند. هم اکنون به جز سعید متین پور جلیل غنی لو بهروز صفری صالح کامرانی امیر عباس بنای کاظمی و هادی حمیدی شفیق عده دیگری از جمله کریم پذیره ولی صیامی ابراهیم معینی رضا پاشایی (روزنامه نگار) حسین فروهیده(خطیبی) ایرج ناجی مهدی (ائلمان) نوری (دانشجو) ائلياز يکتلي (روزنامه نگار) عباس لسانی مسعود سلطانی در زندانهای زنجان ارومیه تیریز نقده (سولدوز) اردبیل خوی و تهران زندانی هستند. دست کم ۵۰ نفر دیگر نیز بدون اینکه هویت آنها معلوم باشد در بازداشتهای مخفی و غیر رسمی شهرهای آذربایجان در حبس می باشند.
همچنین گزارشهایی نیز در خصوص دستگیری و بازداشت مهندس عبدالله عباسی جوان در تهران وجود دارد.
احکام صادره برای فعالان:
يونس زارعيون، دبير سابق تشکل آرمان دانشگاه آزاد اسلامي تبريز به شش ماه حبس تعزیری گشتاسپ واثقی و محمود اصلانی به ۴ سال حبس به اتهام جاسوسی (اردبیل) مهندس ابراهیم رشیدی شاعر و روزنامه نگار اهل مشکین شهربه ۵ ماه حبس تعزیری به اضافه ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده اند.
احکام صادره برای علیرضا قمی هوشنگ تقی پور و عارف الوفی (دانشجو) در اورمیه توسط دادگاه تجدید نظر قطعی شده است. علیرضا قمی به یکسال حبس (به جرم فیلمبرداری از تظاهرات ۲۱ فوریه روز جهانی زبان مادری در ارومیه با دوربین موبایل) و هوشنگ تقی پور و عارف الوفی به جرم شرکت در همین تظاهرات به ۶ ماه حبس محکوم شده اند.
بیش از ۱۰۰۰ تن از دستگیر شدگان اعتراضات خرداد٬ هفته دوم تیر ماه اول مهر (روز بازگشایی مدارس) ۲ اسفند (روز جهانی زبان مادری) سال ۱۳۸۵ و اعتراضات خرداد ۱۳۸۶ شهرهای آذربایجان که با قرار کفالت و وثیقه آزاد شده اند در انتظار صدور حکم هستند و یا حکم حبس تعلیقی دریافت کرده اند.

منبع:http://www.haqqimiz.blogfa.com/
ادامه مطلب ...

محل دقیق اختفای آقای صالح کامرانی هنوز مشخص نیست!

بنا به اظهارات خانم مینا اصغری(همسر آقای کامرانی) هنوز محل دقیق اختفای آقای صالح کامرانی مشخص نیست. ایشان با اشاره به اینکه به طور حضوری پیگیر این قضیه هستند اظهار داشتند که به اداره اطلاعات کرج مراجعه کرده اند و در بار اول آنها اظهار بی اطلاعی کرده و سپس ایشان به دادگاه انقلاب تهران مراجعه کرده اند که آنها بعد از چندین ساعت معطلی گفته اند که آقای کامرانی در اداره اطلاعات کرج می باشند.
در ادامه خانم اصغری فرمودند که: بنا به گفته مامورین اداره اطلاعات کرج آقای کامرانی به زندان اوین انتقال داده شده است.
خانم مینا اصغری همسر صالح کامرانی خبر فوق را از اداره اطلاعات کرج دریافت کرده است. خانم اصغری در این مورد چنین می گوید: به دادگاه انقلاب کرج مراجعه کرده و در مورد علت دستگیری و محل نگهداری همسرم سوال کردم ولی آنها اظهار بی اطلاعی کرده و مرا به اداره اطلاعات کرج فرستادند. آنها نیز ابتدا جوابی نداده و بعد از چند ساعت گفتند که آقای کامرانی به زندان اوین فرستاده شده است. طبق اظهارات خانم اصغری هنوز هیچ پاسخ رسمی در مورد علت دستگیری و محل نگهداری همسرش به ایشان داده نشده است.
تاریخ ارسال خبر 30/05/1386
ادامه مطلب ...

آقای صالح کامرانی مجدداٌ دستگیر شد!

آقای صالح کامرانی از فعالین حرکت ملی و مدنی آذربایجان و وکیل مدافع اکثریت قریب به اتفاق فعالین حرکت که وکالتهای موفقی را در پرونده خود دارد روز 27/05/1386 بازداشت شده است.
آقای کامرانی شنبه شب از یک مراسم عروسی توسط چهار لباس شخصی ربوده شده و به مکان نامعلومی برده شده است.
مامورین با یورش تمامی وسایل شخصی آقای کامرانی و همسرش اعم از دوربین عکاسی و لب تاپ و همچنین مدارک شخصی و مدارک شخصی صاحب خانه(خانه ای که در آن مهمان بودند) را بهمراه خود برده اند.
لازم به یادآوری است که آقای کامرانی خرداد ماه سال 1385 بهمراه قیام ملی ملت آذربایجان دستگیر شده بود و بیش از سه ماه بی دلیل در زندان به سر برد.
تاربخ ارسال خبر 28/05/1386
ادامه مطلب ...

بیانیه جمعی از روشنفکران و فعالين سیاسی و فرهنگی و شعرا و نویسندگان آذربايجان در محکومیت گسترش جو سرکوب منتقدان و دستگیری غیرقانونی روزنامه نگاران

از آنجا که حفظ حيثيت و کرامت ذاتي تمام اعضاي خانواده بشري در گرو صلح و عدالت و آزادي جهاني است و از آنجاييکه مادام هر فرد به تمام حقوق انساني خود دست نيابد چاره اي جز طغيان عليه بيداد و ستم نخواهد داشت و ايمان داريم که اگر کرامت و حقوق همگان از طريق قانون حفاظت شود هیچ انسانی براي دفاع از حقوق خود از خشونت بعنوان آخرين روش استفاده نخواهد کرد.
حرکت ملي آذربايجان جنبشي مبتني بر خواسته ها و حقوق انساني و در چارچوب منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم آن و در جهت تضمین برابری حقوقی شهروندان و گسترش آزادیهای مدنی و دمکراتیک است که خواهان به رسميت شناخته شدن هويت ملي و حق استفاده از فرهنگ خود در همه شئونات زندگي و حق انتخاب زبان مادري خود بعنوان زبان رسمي تحصيلي مي باشد. ولي متاسفانه فعالين اين حرکت که همگي با روشهای مسالمت آمیز ، مدنی و مبتنی بر قانون فعالیت می نمایند تحت فشارهای غیر قانونی بوده و در معرض دستگيري، شكنجه و احکام سنگين زندان قرار دارند.
در اين ميان سعيد متين‌پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربايجاني که بیش از 70 روز است به همراه جلیل غنی لو و بهروز صفری در شهر زنجان دستگير شده اند و در سلول انفرادي بدون حضور وکیل مدافع تحت بازجويي و فشار قرار دارند و حتي همسر و خانواده آنها نیز از این فشارهای غیرقانونی در امان نمي باشند.اين در حاليست که ماده 5 حقوق بشر به صراحت بيان مي دارد "احدي را نمي توان تحت شکنجه يا مجازات يا رفتاري قرار داد که ظالمانه يا بر خلاف انسانيت و شئون انساني يا موهن باشد". که اين امر در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز مورد تاييد قرار گرفته و طبق نص صريح آن "هرگونه شکنجه براي گرفتن اقرار يا کسب اطلاع ممنوع است"
اين در حاليست که این افراد تنها از طريق قانوني و روشهاي مدني به طرح خواسته هاي انساني پرداخته اند.
ما روشنفکران و فعالين سیاسی و فرهنگی و شعرا و نویسندگان آذربايجان با محکوم نمودن گسترش روزافزون سرکوب منتقدان ، نویسندگان و فعالان حقوق بشر و اعمال غیرقانونی مخالف با کرامت و حيثيت ذاتي انسانها خواهان آزادي بی قید و شرط سعيد متين‌پور٬ جلیل غنی لو٬ بهروز صفری و سایر زندانیان سیاسی آذربایجان می باشیم.

هدایت ذاکر
کیان صفری
ابراهیم جعفرزاده
اسماعیل جوادی
جبرئیل خلیلی
ابراهیم رشیدی
اصغر اصغرزاده
صفرعلی خوئینی
یعقوب سالکی نیا
حیدر بیات
فتح الله ذوقی
ناصر علیزاده
اصغر اسدی
مهدی قره داغی
محمد عباسپور
سعید موغانلی
آتیلا کیشی زاده
مهدی نعیمی
عباس نعیمی
یونس زارعیون
علیرضا فرشی
حجت قاسملو
وحید شیخ بیگلو
بهنام ترکانپور
محمود فضلی
نوید محمدی
یاشار حکاک پور
حامد یگانه پور
مجید پژوهفام
داوود عظیم زاده
علیرضا حقی
رضا عباسی
سعید نعیمی
داوود خداکرمی
حامد مسعودی
ابراهیم شهبازی
صالح کامرانی
علیرضا یوسفی سادات
احد داداشی

رونوشت :
نمایندگان محترم مجلس شورا
ریاست محترم قوه قضائیه
مطبوعات و رسانه های جمعی
انجمن دفاع از حقوق زندانیان
کانون مدافعان حقوق بشر
سازمان حقوق بشر اسلامی




Having respect and recognizing basic human rights for all members of human family depends on peace, justice and freedom. As long as a person has not gained all of his/her basic rights, he/she has no choice but to revolt against injustice and oppression. We believe that if laws guarantee rights of all people, no one will use violence as the last resort.
National Movement of Azerbaijan is a movement based on demanding human rights. This Movement demands the recognition of our national identity and culture and the use of our mother language as official language for education in Iran. However, unfortunately, all actives of this Movement who are journalists, intellectuals and human rights actives have been arrested and tortured and sentenced to long imprisonments.
According to recent information, Sa’id Matinpur, an Azerbaijani journalist and human rights activist and 2 other activists; Jalil Qanilu & Behruz Safari who were arrested about 70 days ago in Zanjan, are kept in solitary confinement and are under inquiry and pressure. Even their wives and families are under pressure and in the risk of prosecution. According to the fifth article of Universal Declaration of Human Rights, no one shall be subjected to torture or to cruel, inhuman or degrading treatment or punishment. This issue has been emphasized in the constitution of Islamic Republic of Iran and it clearly states that the use of torture for making someone to confess is forbidden.
Sa’id Matinpur, Jalil Qanilu & Behruz Safari have chosen legal and civil ways for demanding human rights.
Actives and intellectuals of National Movement of Azerbaijan condemn all acts that degrade humanistic prestige of liberal persons. We also demand the release of Sa’id Matinpur, Jalil Qanilu, Behruz Safari and other Political Prisoners in Azerbaijan.

Hidayet Zakir
Kian Safari
Ibrahim Ja’farzada
Isma’il Javadi
Jabra’il Khalili
Ibrahim Rashidi
Asghar Asgarzada
Se’fer Ali Khuini
Ya’qub Salikinia
Heydar Bayat
Fethullah Zovqi
Nasir Alizada
Asghar Asadi
Mehdi Qaradaghi
Muhammad Abbaspur
Sa’id Mughanli
Atila Kishizada
Mehdi Na’imi
Abbas Na’imi
Yunus Zareiyyun
Alirza Farshi
Hujjat Qasimlu
Vahid Shikhbaglu
Behnam Turkanpur
Mahmud Fazli
Navid Muhammadi
Yashar Hakkakpur
Hamid Yeganepur
Majid Pajuhfam
Davud Azimzada
Alirza Haqqi
Riza Abbasi
Sa’id Na’imi
Davud Khudakarami
Hamid Mas’udi
Ibrahim Shahbazi
Saleh Kamrani
Alirza Yusifi Sadat
Ahad Dadashi
ادامه مطلب ...

آیا محاکمه صدام و یارانش آغازی برای محاکمه سایر جنایتکاران بشری خاورمیانه و منطقه خواهد بود؟

صالح کامرانی
این روزها شاهد محاکمه یکی از جانیان مشهور جنگی و بشری معاصر هستیم. کسی که در طول حکومت خودکامه خود برای تحقق خولیاهای غیر انسانی خویش از انجام هیچ جنایتی ابائی نداشته و همچنان بی شرمانه خودس را مبری از هر اتهامی می داند. جنایتکاری که به برکت دلارهای نفتی و اصل حاکمیت از هر گونه مداخله بشردوستانه مصون مانده بود. شاید محاکمه صدام و تشکیل دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی وی و سایر سران رژیم بعث را علیرغم ایرادات حقوقی زیادی که نحوه تشکیل و برگزاری چنین دادگاهی وارد است بتوان مهم ترین و انسانی ترین حمله غیرقانونی آمریکا(مداخله بشر دوستانه و یا دفاع مشروع به زعم آمریکا!!) دانست.
اگر صدام و یاران جنایتکارانش در یک دادگاه بین المللی مثل دادگاه رسیدگی به اتهامات جنایتکاران جنگی رواندا به خاطر کشتار وسیع مردم قبایل هوتو و توتسی و سران یوگسلاوی سابق محاکمه می شدند نتایج درخشان و بهتری نصیب حقوق بشردوستان می گردید و الگو و تجربه نسبتاً کاملتری برای ملتهای تحت ستم خاورمیانه و قفقاز اعم از فلسطین، قره باغ، چچن، سین کیانگ و ... . البته ملت مظلوم آذربایجان در ایران بدست می آمد. الگویی که بتواند جنایتکاران جنگی زنده را با اعمال مسئولیت کیفری فردی به مجازاتهایی همچون حبس، جریمه نقدی و مصادره اموال نامشروع و برگرداندن آن به متضررین و مجنی علیهم ارائه نماید و در صورت امکان حقوق تضییع شده متضررین را جبران و به حالت اولیه اعاده نماید.
حالا این سوال مطرح می شود که دادگاه رسیدگی به جنایات صدام و یارانش علاوه بر مجازات نامبردگان که می تواند شامل حبس، جریمه نقدی و مصادره اموال باشد چه راهکاری برای جبران خسارات مادی و معنوی وارده به ملت کرد، ترکمن و شیعه عراقی به جهت تضییع حقوق ملی شان پیش بینی نموده است. آیا خساراتی که در نتیجه سیاست عرب سازی بر ملت کرد، ترکمن و ... عراقی توسط رژیم بعث وارد شده جبران خواهد شد.
به عنوان مثال، سیاست تبعیض نژادی و تحقق پروژه آسیمیلاسیون برای اجرای بهتر نیاز دارد که از مناطق مورد نظر به لحاظ اقتصادی عقب نگه داشته شوند که نتیجه آن عدم تخصیص منابع مالی متناسب به آن منطقه می باشد. لذا جبران خسارات آن هم از جهت اقتصادی قاعدتاً با تخصیص منابع مالی متناسب جهت برقراری توازن در سایر ایالت هاست که باید در موقع صدور حکم توسط دادگاه رسیدگی کننده لحاظ گردد.
هدف از بیان مطالب فوق تطبیق کلی موارد فوق الذکر با وضعیت ملت آذربایجان می باشد که در طول قرن حاضر با انواع نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر مواجه شده است. نقض حقوق فرهنگی، انکار و محو هویت ملی و نقض حقوق اقتصادی، اجتماعی و ارضی آن و به طور کلی حقوق ملی آن به یک سیاست روزمره تبدیل شده است. در نتیجه نقض این حقوق(حقوق ناشی از کنوانسیون های چهارگانه ژنو) هولناکترین جنایت ها را از جانب ارامنه، آسوری ها و کردها با حمایت دول خارجی در جنگ جهانی اول و کشتارهای وسیع قومی و نژادی از طرف رژیم سفاک و نژادپرست پهلوی ها بعد از اسقاط حکومت های دموکرات شهید شیخ محمد خیابانی و سید جعفر پیشه وری شاهد بوده است. کشتارهایی که نه تنها مرتکبین آنها مورد مجازات داقع نشده اند، بلکه با سکوت و کتمان وسیع داخلی و بین المللی هم مواجه شده است.
کشتاری که صرفاً به دلیل تورک آذربایجانی بودن، بعد از اسقاط حکومت ملی پیشه وری در شهرهای مختلف آذربایجان به راه انداخته شد مصداق بارز جنایات جنگی است که مرتکبین آن هنوز هم بلا مجازات مانده اند و حتی داعیه حکومت هم دارند. 30 هزار کشته و بیش از 70 هزار آواره و تبعیدی چرا با سکوت مجامع داخلی و بین المللی مواجه شده است. قتل و کشتار، غارت اموال و نوامیس مورد تجاوز واقع شده، تخریب ثروت های مادی و معنوی یک ملت به چه جرمی صورت گرفت. آیا کسی به فکر جبران خسارات این همه جنایات بوده است؟ بدیهی است که جبران این خسارات بدون همکاری جامعه جهانی، اعم از دولت ها و سازمان های بین المللی میسر نخواهد بود. لذا در وهله اول با الگوگیری از محاکمه صدام و یارانش بر فعالین حرکت ملی و روشنفکران آذربایجانی است که ابعاد قضایای مربوط به کشتار آذربایجانیان را در دوران پهلوی شناسایی وبا جمع آوری دلایل و مستندات، از طریق نوشتن مقالات، کتب و گزارشات، زمینه طرح حقوقی این مسائل را در سازمانهای بین المللی فراهم نمایند.
در وهله دوم نیز به دولت جمهوری اسلامی است که طبق قانون اساسی بر وظیفه خود مبنی بر شناسایی عاملین این جنایت بشری در آذربایجان اقدام نماید.

- اؤیرنجی(نشریه دانشجویان آذربایجانی دانشگاه صنعتی امیرکبیر)، شهریور ماه 1383، سال پنجم، شماره 17، صفحه 17
ادامه مطلب ...

مصاحبه با وکیل هفته نامه توقیف شده شمس تبریز

توضیح وبلاگ: لازم به توضیح است در این مصاحبه بعضی اشتباهات صورت گرفته که مورد تأیید آقای صالح کامرانی نمی باشد.
1) صالح کامرانی عضو هیچ حزب قانونی و غیر قانونی از جمله حزب اراده ملت نمی باشد
در خصوص جمله سونرا بیرلیک اوچون «حکیمی پور» جنابلارینان «اراده ملت ایران» پارتییاسیندا چالیشماغا باشلادیم لازم به ذکر است که این جمله در ترجمه تحریف شده است.
2) صالح کامرانی در هیچ یک از مصاحبه ها و نوشته های خود اعلام نکرده که عضو حزب خاصی است

موصاحیبه: AzBilTop آیلین.د.
- آقای کامرانی اؤنجه اؤزونوزو کامیل تانیتدیریب، سونرا شهر شوراسینا آدای اولماقدان هدفلرینیزی بویورون.
آدیم صالیح، سوی آدیم کامرانی دیر. 1351- نجی ایلده اهر شهرستانیندا آنادان اولموشام. اورتا مکتبه دک اهرده درس اوخوموشام. بیلدیگینیز کیمی اهر بیر محروم شهردیر و فرهنگی امکانات اوردا چوخ آزدیر. آذربایجانین ان بؤیوک مسئله سی، اونون ایقتیصادی دورومودور. اهرده بو دورومدان استثنا دئییل دیر. درس اوخویان چاغلاری، چالیشدیقلاریم آرتیق موطالعه ده کئچدی. 1371 ده شیراز بیلیم یوردوندا، حقوق ساحه سینده قبول اولدوم. شیراز بیلیم یوردوندا «صندوق رفاه دانشجویی آذربایجان»ی قوروب، درگی بوراخماغا چوخ چالیشدیق. صاندیغین ایشلریندن بیریسی، یورددا تورکجه کیلاس قورماق ایدی. یوکسک لیسانس دؤرسینی ده شیراز بیلیم یوردوندا باشلادیم. هامان زامان «وکالت کارآموزی سی» ندن، تهراندا، شهید بهشتی بیلیم یوردوندا قبول اولدوم. او دؤره ده، تورکمنلر، قاشقایلار و افشار تورکلر یاردیمییلا، «انجمن دانشجویان ترک دانشگاه شیراز»ی قورماغا چالیشدیق. او زامان آذربایجان درگیلرینی موطالعه ائدرکن «خاک پاک»، «ایران آزاد» و «کویر» درگی لرینده چالیشیردیم. سونرا بیرلیک اوچون «حکیمی پور» جنابلارینان «اراده ملت ایران» پارتییاسیندا چالیشماغا باشلادیم. جباری جینابلاری و آیری تورک یولداشلاریمیزلا شورا اویه سی سئچیلدیم. شیرازدا تحصیل ائدنده «شمس تبریز»ی 22 اتهاملا تؤهمتلندیرمیشدیلر. او زامان تعطیلاتا گئتمیشدیم. اونون ساوین، یولداشلارین بیریسیندن آلدیم. تهران و تبریز وکیللرینین بیر نئچه سیندن پرونده نین وکالتین ایسته میشدیلر. آنجاق اونلار بویون قاچیرتمیشدیلار. اؤز وکیلیده ایشلردن راضی دئییل ایدی. منیم ده وکالت پرونده مین آلماسیندان 12 گون کئچیردی. پرونده نین وکالتین بوینوما آلدیم. 22 اتهام، ایکی اتهاما ائندی. «شمس تبریز» باغلاندی(ایکی ایل تعلیقی زیندان و 74 ضربه شاللاق). اوندا گؤردوم آذربایجانلیلار، اکثریت اولاراق، نه قدر غریبدیرلر. مقاله لریمیز عمومی روزنامه لرده چاپ اولونموردو، روزنامه لر بیزیمله موصاحیبه آپارمیردیلار. موخبیرلیکلر موصاحیبه لریمیزی تلکس اوستونه یوللامیردیلار. اونا گؤره الوسلارآراسی رسانه لردن یارارلاندیق. سؤزلریمیز بعضی خاریجی روزنامه لرده منعکس اولدو. «فرانس پرس» موخبیرلیکلری بو گوزاریشی موختلیف یئرلره گؤندردی. دوکتور «سازگارانین» مسئله سی ایکینجی وکالت تجربه م ایدی. ایندی ده «حکیمی پور» جینابلارینین و «آذربایجانلی بیلیم یوردلولارینین 6 اویه سینین وکیلی ام. بورجومو ادا ائتمک اوچون یوکسک لیسانس تئزیمی، منه کیملیگیمی اؤیرتدیگی اوچون پروفسور زهتابی نین روحونا سوندوم. شورا بیر قرندن آرتیق مرکزی و یئرلی حاکمیت آراسیندا دارتیشما یارادیب. شورا اؤلکه میزده، آذربایجان بولگه سینده چوخلو هزینه لر وئریبدیر. خالقین دوگونلری شورا یولویلا آچیلمالیدیر. شورا بیز آذربایجانلیلارا، ایالتی – ولایتی انجمن قالیبینده(نمونه سی تبریزین غیبی انجمنی) چوخلو یارارلی اولوبدور. تهران شورا سئچگی لرینه قاتیلدیغیمین دلیللریندن بیریسی تهران دا اولان ایشیم ایدی. بیریسی ده تهرانین یوزده یئتمیشی نین تورک اولماسی ایدی. بو جمعیتین چوخو موهاجیردیر. موهاجیر لرین اؤزل فرهنگی – اجتماعی موشکوللری واردیر. تهران ایرانین باش کندی اولاراق بیر آینا کیمی بو فرهنگلری گؤسترمه لیدیر.
- آذربایجان میللتینین ان اؤنملی ایستگی ایندیکی دورومدا نه دیر؟
1304 ده، ریضا شاه اینگلیسلیلرین الی ایله ایرانا حاکیم اولاندا، اونلار ایراندا بوتون حرکت و اینقیلابلارین آرخاسیندا آذربایجانلیلارین رولون آرتیق گؤردولر. اینقیلابی یئنی فیکیرلر اورادان باشلاتیردی. جوغرافیایی موقعیتی ده ان أؤنملی مسأله ایدی. بو موقعیته گؤره کئچمیشلردن آوروپایی اؤلکه لری ایله ایلگی سی واریمیش و فیکیرلر اورادان ایرانا گلیرمیش. بو میللت قهرمان و ظولمون قارشیسیندا دوران بیر میللت دیر. رضاخان، آسیمیلاسیون سیاستینی بو میللته ایشلتدی و اؤز فیکریجه اؤلکه نین ساخلاماغی، امنیت یاراتماغی و خالقین منفعتلرینی تأمین ائتمه گی، او بیری میللتلرین، اؤزوده آذربایجانلیلارین هر طرفلی خلع اولونماسی ساندی. فرهنگی و کیملیک باخیمیندان بو سیاست باشلانیب و آذربایجان میللتینین تاریخی تاپدالانیب، تحریف اولوندو. یئرلرین آدلارینادا رحم قیلمادیلار. من مینلرجه بلکه ده اون مینلرجه دولت هیأتین مصوبه لرینده، میللتیمیزین حاققیندا آسیمیلاسیون سیاستی نین ایجرا اولونماسی نی گؤستره بیله رم. میثال اوچون شهرلرین، داغلارین، داشلارین و دره لرین ده آدینی دئییشدیلر. آذربایجان میللتینین ان بؤیوک و اؤنملی ایستگی، کیملیگینه ال تاپماغیدیر و بو کیچیک ایستک دئییل. بو ایستگه یئتیشن میللت، اوغور قازانمالیدیر. ایکینجی ایستگی ایقتیصاد دیر. آنا یاسانین 48- نجی اصلی – ایقتیصادی ایمکانات اوستانلار آراسیندا بؤله نده تبعیض اولماسین – تأسفلرله ایجرا اولونمور و تبعیض واردیر. بورادا شورانین اؤنمی گؤرونور. ایصلاحات دؤولتی ایجرا اولونمایان چوخلو شعارلارلا قاباغا گلدی. شمس یازیچیسی، لوائی جینابلاری دئییر:«زخم درون را چاره نکرده، برون را پاره می کنند.»
- یئنی شورادا آذربایجان نوماینده لرینین نقشی نیظامین دموکراتیزه اولماغیندا و بو میللتین حقوقون بیان ائدیب آلماغیندا نه اولا بیلر؟
شورا کیمین توپلومسال ایشلرده جمعی حوقوقو دیریلتمک هدفی وار. ن.ماینده لر میللتیمیزین ایستکلریله یاخیندان تانیش اولمالیدیرلار. دئییرلر تحقیر اولان تحقیر اولونموشون دردینی بیلر. شیعه عنوانیندا بو مملکتده تحقیر اولمامیشیق مذهبی تحقیرین نه اولدوغونو بیلک. بو اساسدا بیر آذربایجانلی فرهنگی تحقیرینین نه اولدوغونو یاخشی بیلر. تحقیر اولونموش اینسانلار کی آذربایجان میللتینین قانینا تحقیری سالیبلار، بونلاری مشورته چاغیراق. بو ایش همگرایی روحونو کوجلندیریب تهران شوراسیندا غیرمرکزی پروژه لری قاباغا آپاریب دموکراتیزاسیون اوچون نیظامدا چوخلو مثبت تأثیرلری اولاجاق.
قایناق: یول(هفته نامه خبری دانشجویان ترک دانشگاه تهران)، شماره 16، دوشنبه 5 اسفند 1381
ادامه مطلب ...

متن اعتراض رسمی وکیل صالح کامرانی به احکام صادره علیه عباس لسانی

بسمه تعالي


رياست محترم دادگاه تجديد نظر استان اردبيل
با سلام

احتراماً اينجانب صالح كامراني وكيل آقاي عباس لساني در پرونده كلاسه 503/1ش- 83 نسبت به دادنامه‌اي كه درآن موكل به اتهام تبليغ عليه نظام به يك سال حبس در زندان شهرستان مسجد سليمان محكوم شده است معترض بوده و به شرح ذيل تقاضاي رسيدگي مجدد و نهايتاَ نقض دادنامه صادره را دارم. لازم به ذكر است هر چند دادنامه مذكور بصورت قانوني به اينجانب هنوز ابلاغ نشده است ولي اينجانب به حسب احساس مسئوليت و بنا به درخواست موكل، لايحه تجديد نظر را در موعد قانوني ابلاغ شده به موكل تهيه و به دادگاه محترم ارائه مي‌نمايم.

لايحه دفاعيه حاضر در دو قسمت شكلي و ماهوي به شرح ذيل ارائه مي‌گردد:

الف) مسائل شكلي
1- همانطوريكه مستحضريد طبق ماده 10 اعلاميه جهاني حقوق بشر و طبق اصل يكصدو شصت و پنجم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، محاكمات علني انجام مي‌شود و حضور افراد بلامانع مي‌باشد و طبق اصل يكصدو شصت و هشتم، رسيدگي به جرايم سياسي و مطبوعاتي علني است و با حضور هيات منصفه در محاكم دادگستري صورت مي‌گيرد و از آنجائيكه اتهام موكل از مصاديق بارز جرائم سياسي است وموكل برفرض ارتكاب جرم هيچ انگيزه و نفع شخصي در انجام افعال مجرمانه ندراد واعمال و رفتارش درجهت ايجاد تحول در وضعيت عمومي ملت مي‌باشد، لذا يك متهم سياسي بوده و از امتيازات محاكمه سياسي برخوردار مي‌باشد كه از جمله آن حقوق برخورداري از يك محاكمه علني با حضور هيات منصفه و وكيل دادگستري مي‌باشد. هر چند قانونگذار اساسي تعريف جرم سياسي را به عهده قانونگذار عادي گذاشته، ولي متاسفانه بعد از گذشت بيش از دو دهه اين وظفه انجام نيافته است، ولي اين عدم انجام تعهد از ناحيه قانونگذار مانع استيقاي حقوق متهمين نمي‌تواند باشد.

بنابراين صدور قرار غير علني بودن محاكمه در جلسه مورخ 15/4/83 به اين جهت كه علني بودن موجب برانگيختن احساسات مذهبي و محّل امنيت خواهد بود خالي از وجاهت قانوني بوده و موجب سلب حقوق اساسي موكل مي‌باشد و نهايتاً كما في السابق مورداعتراض اينجانب هم مي‌باشد.

2- يكي از شرايط اساسي دادرسي عادلانه، تامين امنيت دفاع مي‌باشد. بطوريكه متهم در دفاع از حقوق قانوني خود با هيچ مانع فيزيكي و غير فيزيكي مواجه نباشد، از جمله اين حقوق برخورداري متهم از زباني است كه وي با اين زبان به راحتي بتواند استفاده نموده و بدون احساس محدوديتي از اين جهت از حقوق خود دفاع نمايد كه اين موضوع طبق قسمت الف و «و» بند 3 ماده (14/1) ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي كه در تاريخ 16 دسامبر 1966 ( 25/9/1345) به تصويب مجمع عمومي سازمان ملل رسيده و در تاريخ 1351 بعد از تصويب آن توسط نماينده دولت ايران در مجلس وقت ايران به تصويب رسيده، بنابراين طبق ماده 9 قانون مدني ايران درحكم قانون بوده و بايد از طرف محاكم رعايت گردد در بند الف چنين مقرر شده« در اسرع وقت و به تفصيل به زباني كه او بفهمد از نوع و علل اتهامي كه نسبت داده مي‌شود مطلع شود.» و بند «و» مقرر مي‌دارد« اگر زباني را كه در دادگاه تكلم مي‌شود نمي فهمد و يا نمي‌تواند به آن تكلم كند يك مترجم مجانا به او كمك مي‌كند.» و نيز اين موضوع طبق ماده 202 قانون آئين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور كيفري با اين بيان كه :« در صورتيكه شاكي و مدعي خصوصي يا متهم يا شهود فارسي ندانند، دادگاه دو نفر را براي ترجمه تعيين مي‌كند...» هم صريحاً مورد شناسايي واقع شده است، كه در پرونده مطروحه موكل بعضاً در اين خصوص با مشكلاتي مواجه بود هر چند نهايتاً اين حق در خصوص موكل تا حدودي رعايت گرديد.

3- اينجانب طبق وكالت نامه شماره 98586 مضبوط در پرونده وكيل قانوني آقاي عباس لساني هستم كه در جلسات رسيدگي هم حضور داشته و كليه صورتجلسات به امضاء اينجانب رسيده و دفاعيات اينجانب هم در صورتجلسات منعكس مي‌باشد مع الوصف قاضي محترم صادر كننده راي در دادنامه صادره هيچ اشاره‌اي به اسم اينجانب نداشته و به تبع آن راي صادره هم به من ابلاغ نشده است كه قرينه‌اي محكم بر عدم توجه قاضي صادر كننده راي به دفاعيات اينجانب در صدور راي مي‌باشد.

4- از آنجائيكه موكل بنا به اظهار خود از سال 65 به فعاليت‌هاي خود در زمينه‌هاي فرهنگي و ادبي و اجتماعي در جهت احقاق حقوق ملت آذربايجان مشغول بوده‌اند و حال اين فعاليتها از طرف محاكم قضايي و در ما نحن فيه از سال 83 مورد تعقيب واقع شده، اعمال فوق، مستند به بند ب ماده 173 آئين دادري دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور كيفري به جهت انقضاي بيش از پنچ سال از وقوع اعمال و عدم تعقيب آن از طرف مراجع قضايي مشمول مرور زمان شده، لذا صدور قرار موقوفي تعقيب مورد استدعا است.

5- نظر به اينكه طبق ماده 2 قانون مجازات اسلامي، عناوين، قوم‌گرايي، پان تركسيم، تشكيل حكومت فدراتيو و بسياري از عناوين مطروحه در كيفر خواست صادره فاقد عناوين كيفري است باز مستند به بند الف ماده 117 از قانون فوق الذكر نقض دادنامه صادره و صدور حكم برائت مورد استدعا است.

6- از آنجائيكه قاضي فقط در محدوده كيفر خواست حق تفهيم اتهام و به تبع آن بعد از رسيدگي د رآن خصوص حق صدور راي در آن مورد را دارد لذا موارد و مسائلي كه در كيفر خواست مزبور نبوده و در جلسات رسيدگي هم از طرف قاضي طرح نشده و حتي در مواردي در پرونده هم موجود نمي‌باشد. مثل مطالب مطروحه در سايتها، ارتباط با همفكران خارج از كشور فارغ از اينكه قانونگذار ما در خصوص جرائم الكترونيكي هنوز قانوني تصويب نكرده و همفكر بودن با كسي جرم محسوب نمي‌شود، خارج از قواعد و اصول رسيدگي قضايي بوده لذا راي صادره را با اشكال قانوني مواجه مي‌سازد. جهت جلوگيري از تطويل كلام بيش از اين وارد مسائل شكلي نشده و در قسمت «ب» به دفاع ماهوي مي‌پردازم.

ب: مسائل ماهوي:

1- بنده به عنوان يك وكيل دادگستري و وكيل آقاي عباس لساني معتقدم اعمال و رفتار موكل داخل در موازين قانوني بوده و به هيچ وجه ارتباطي به عناوين كيفري علي الخصوص عنوان كيفري (انجام فعاليت تبليغي عليه نظام) ندارد. به منظور تبيين اين نظر و انديشه حقوقي ضروري است اهم اعمال و رفتار موكل را هر چند به صورت مختصر با ديدگاه حقوقي در ذيل تشريح نمايم، اعمالي كه جزء اعتقادات و انديشه موكل بوده و با اعتماد به آن مبادرت ورزيده است و در پرونده و دادنامه به آن اشاره شده است، كه عبارتنداز: اشعار تركي، شركت در مراسم قلعه بابك، حضور بر مزار ستارخان و باقر خان، تهيه قطعنامه در مراسمات مختلف، سخنراني در آن مراسمات و ... تهيه تقويم به زبان تركي و بيان مطالب با همان مضامين در سايتها و ... از مداقه در اوراق پرونده و نيز سؤالات مطروحه از طرف بازجويان و قضات محترم معلوم مي‌گردد از نظر دادگاه برگزاري مراسم بابك و نيز شرك در آنها و ساير مراسمات و نيز نوشتن مطالب اعم از شعر و مقاله و ... به زبان تركي خلاف قانون و نهايتاً جرم مي‌باشد. با الغاي خصوصيت از مراسمات فوق و وسايل طرح اين انديشه‌ها مشخص مي‌گردد، موكل كسي است كه خود را يك تورك مسلمان و تابع جمهوري اسلامي ايران مي‌داند و به تبع آن خواهان استيفاي حقوق مدني، سياسي، فرهنگي، اقتصادي خود مي‌باشد. از جمله اين حقوق حق خواندن و نوشتن به زبان مادري تركي، برخورداري از حق آموزش و پرورش با زبان و هويت تركي اسلامي خود و به طور كلي برخورداري از هويت واقعي و طبيعي خود مي‌باشد كه در اين راستا وقتي خود را محروم از موارد فوق مي‌يابد با اعمالي كه هم‌اكنون از طرف دادگاه به صورت مجرمانه برخورد شده است سعي در استيقاي حقوق خود دارد به عنوان نمونه وقتي شعري از موكل تحت عنوان «دده قورقود» را د رصفحه 22 پرونده كه در شماره 3 خرداد 81 نشريه ساوالان چاب شده به عنوان دليل جرم برخورد مي‌شود و يا تقويمي به زبان تركي از طرف موكل چاب مي‌شود و همين‌طور بيانيه‌اي به امضاء ايشان چاب مي‌شودء در واقع موكل د رجهت استيقاي حقوق زباني و فرهنگي خودش است كه اين حقوق از طرف خداوند به ايشان اعطا شده و در قانون اساسي و قوانين بين المللي به آن صحه گذاشته شده است مثلاً ماده (31/1) ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي- اجتماعي و فرهنگي كه از طرف كشور ما هم پذيرفته شده است اين حق موكل را چنين مورد تاييد قرار مي‌دهد.

«دولت هاي طرف اين ميثاق حق هر كس را به آموزش و پرورش به رسميت مي‌شناسند. دول مزبور موافقت دارند كه هدف آموزش و پرورش بايد نمو كامل شخصيت انساني و احساس حيثيت آن و تقويت احترام حقوق بشر و آزادي‌هاي اساس داشته. علاوه بر اين كشورهاي طرف اين ميثاق موافقت دارند كه آموزش و پرورش بايد كليه افراد را براي ايفاي نقش سودمند دريك جامعه آزاد آماده و « موجبات تفاهم و سازش و دوستي بين كليه ملل و كليه گروهاي نژادي، قومي يا مذهبي را فراهم آورد......»‌‌ و نيز همين كنوانسيون هست كه دولت‌ها را موظف مي‌نمايد همه والدين آزادي كامل در انتخاب آموزش و پرورش فرزندان خود داشته باشند. وبه زباني كه دوست دارند بصورت مجاني خود و فرزندان خود را در معرض آموزش قرار دهند و قانون اساسي هم در اصل 15 و 19 و .. به اين حقوق صحه گذاشته است، حال سوالي كه مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين اعمال موكل كه كاملا داخل در موازين قانوني داخلي و بين المللي بوده مي‌تواند عنوان كيفري داشته باشد. آيا محكوم كردن كسي به خاطر استيقاي حقوق قانوني خود مي‌تواند عادلانه باشد؟ از طرف ديگر همانطور كه ملاحظه مي‌فرماييد اكثر قريب به اتفاق اعمال موكل به صورت كتبي و مطبوعاتي است لذا بر فرض محال وقوع جرم هم بايد با آن عمل به صورت يك فعل مجرمانه مطبوعاتي برخورد نمود.

حال خود قضاوت كنيد آموزش و پرورش ما تا چه اندازه‌اي امكان رشد و نمو كامل شخصيت انسانها را به لحاظ هويت واقعي آنها فراهم نموده است؟ و تا چه اندازه‌اي مطالب كتب درسي در مقاطع مختلف تحصيلي و ماهيت فعاليتهاي فرهنگي و تبليغي و تربيتي و ... با حس نوعدوستي انسانها فارغ از تفاوت‌هاي قومي و مذهبي و نژادي و نيز با وظيفه احساس همبستگي و مودت بين اقوام تطابق دارد. آيا اصولا و واقعا محلي از اعراب براي اقوام غير قارس علي الخصوص ملت آذربايجان كه موكل هم فردي از اين ملت مي‌باشد در سيستم آموزش و پرورش موردنظر كنوانسيون مذكور و قانون اساسي وجود دارد. هنوز هم كه هنوز است حداقل يك كلاس درسي در هيچ يك از مقاطع تحصيلي به زبان تركي آذربايجاني در اين مملكت وجود ندارد. حال سرودن يك شعر و يا انتشار يك تقويم به زبان مادري از طرف موكل را با عناوين كيفري مطابق ساختن چقدر مي‌تواند با موازين عدالت كه بهترين معيار آن قطعا همان قوانين مورد استناد مي‌باشد تناسب داشته باشد. ساير اعمال و رفتار موكل كه در راستاي طلب استيقاي حقوق اقتصادي و سياسي خود مي‌باشد باز داخل در موازين قانوني بين المللي و داخلي مي‌باشد كه در اين جا به عنوان نمونه به بعضي از آنها اشاره مي‌گردد. ماده يك همان كنوانسيون ضمن شناسايي حق تعيين سرنوشت كليه ملل، مقرر مي‌دارد به موجب حق زبور ملل وضع سياسي خود را آزادانه تعيين و توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي خود را آزادانه تامين مي‌كنند و نيز كليه ملل مي‌توانند براي نيل به هدف‌هاي خود در منابع و ثروتهاي طبيعي خود هر گونه تصرفي را بنمايند و در هيچ موردي نمي‌توان ملتي را از وسايل معاش خود محروم كرد و باز دولتها مكلف شده‌اند بصورت عادلانه منابع اقتصادي همه ملل را در جهت رفاه و توسعه اقتصادي آن بكار گيرند كه اين موضوع مورد تاييد قانون اساسي در اصل 48 هم قرار گرفته است. بنابراين اگر موكل از فدراليسم دفاع مي‌نمايند و يا از آزادي انتخاب شدن و انتخاب كردن دفاع مي‌نمايند باز كاملا داخل در حقوق قانوني خود مي‌باشد.

2- بحث دوم در خصوص تجمعات قلعه بابك و ستارخان و باقرخان و... مي‌باشد كه آشكارا در دادنامه صادره تحت عنوان مراسمات خاص، غير قانوني، اعلام شده است و از شركت موكل در آن مراسمات استنباط جرم گرديده است. اين در حالي است كه طبق ماده 21 و 22 كنوانسيون حقوق مدني و سياسي كه مقرر ميدارد، حق تشكيل مجامع مسالمت آميز به رسميت شناخته مي‌شود و نيز هر كس حق اجتماع آزادانه با ديگران دارد و نيز اصل بيست و هفتم قانون اساسي كه مقرر مي‌دارد« تشكيل اجتماعات و راه‌پيمايي‌ها بدون حمل سلاح به شرط آن كه محل به مباني اسلام نباشد آزاد است.‌» بنابراين نه تنها خود مراسم بابك قانوني مي‌باشد، چرا كه هيچ فعلي و عملي خلاف مباني اسلام در آنجا تا آنجائيكه بنده اطلاع دارم مطرح نمي‌شود و تا به حال هيچ ارگان رسمي هم گزارشي مبني بر حمل سلاح توسط تجمع كنندگان منتشر نكرده است و اعمال و رفتار شركت كنندگان صرفا درجهت طلب استيقاي حقوق قانوني خود و ملت خود مي‌باشد كه آن هم كاملا قانوني است ، بلكه شركت در آن مراسم حق طبيعي و اساسي موكل مي‌باشد.

3- در دادنامه صادره صحبت از ارسال پيامهاي اينترنتي در سايتها و نيز ارتباط تلفني موكل با همفكران خود در خارج از كشور شده است. در اين خصوص هم لازم به توضيح است كه اولا مباني قانوني جرائم الكترونيكي هنوز در كشور ما تثبيت نشده است و از طرف ديگر اگر مطالبي از موكل در سايت‌ها مطرح مي‌باشد باز در جهت ايفاي حقوق قانوني خود بود وسايتها هيچ خصوصيتي ندارد و هيچ فرقي با مطالب منتشره در ساير موارد از جمله قلعه بابك و سرودن شعر و ....... ندارد و نيز اين صاحب سايت است كه مطالب ديگران را در سايت خود قرار مي‌دهد و نه موكل بنده در خصوص ارتباط تلفني با همفكران در خارج از كشور بايد عرض نمايم، افرادي كه در خارج از كشور اقامت گزيده‌اند به جهت اينكه در خارج از ايران قرار دارند از حقوق قانوني و شرعي خود محروم نمي‌شوند و همچنان از حقوق شهروندي برخوردار هستند كه اين موضوع نظر و موضع رسمي وزارت خارجه جمهوري اسلامي ايران هم مي‌باشد كه بارها بصورت بيانيه و يا توسط سخنگوي وزارت خارجه هم مطرح شده است به عبارت صريح‌تر زندگي در خارج از ايران جرم محسوب نمي‌شود كه بند 2 ماده 13 اعلاميه‌هاي جهاني حقوق بشر كه مقرر مي‌دارد « هر كس حق دارد هر كشور از جمله كشور خود را ترك كند و نيز حق دارد كه به كشور خود بازگردد.» مؤيد امر فوق مي‌باشد. لذا ارتباط تلفني موكل با همفكران خارج از كشور خود في النفسه نمي‌تواند مجرمانه تلفي شود بلكه اين محتويات پيام تلفني است كه بايد مورد بررسي قرار گيرد كه اين پيامها هم در صورت صحت في النفسه باز نمي‌تواند خارج از همان مطالب و اعتقادات موكل باشد كه اين موضوع به هيچ وجه در پرونده مطرح نشده است. از طرف ديگر طبق اصل بيست و پنجم قانون اساسي « بازرسي و نرساندن نامه‌ها ضبط و فاش كردن مكالمه تلفني و ... سانسور و استراق سمع و هر گونه تجسس ممنوع است مگر به حكم قانون» كه در ما نحن فيه اگر مطالبي تلفني با مضمون مجرمانه وجود داشته باشد، بايد مسبوق به حكم قضايي باشد و پياده شده آن مطالب به عنوان دليل جرم به متهم و وكيل آن تفهيم شود بنده چنين چيزي را در پرونده مشاهده ننموده‌ام.

4- همانطوريكه در دادنامه صادره منعكس مي‌باشد موكل به استناد ماده 500 قانون مجازارت اسلامي به تحمل يكسال حبس در زندان شهرستان مسجد سليمان (واقع در استان خوزستان) محكوم شده است به منظور تبيين بيشتر موضوع ابتدا عين ماده را درج نموده و سپس به عدم ارتباط آن با اعمال موكل مي‌پردازم. ماده 500 ف. م .ا مقرر مي‌دارد.« هر كس عليه نظام جمهوري اسلامي ايران يا به نفع گروه‌ها و سازمان‌هاي مخالف نظام به هر نحو فعاليت تبليغي نمايد به حبس از سه ماه تا يكسال محكوم خواهد شد.» به منظورتحقق مفاد اين ماده لازم است اولا شخص يا فعاليت تبليغي كه آن فعاليت متضمن مخالفت با نظام باشد را انجام دهد. يا به نفع گروه يا سازماني كه باز اعمال آن گروه و سازمان مخالف نظام باشد فعاليت تبليغي نمايد. كه در حكم صادره معلوم نشده است موكل خود مستقيما فعاليتهاي متضمن مخالفت با نظام انجام داده و يا به نفع گروه و سازمان خاص فعاليت نموده كه آن گروه و يا سازمان مخالف نظام است كه لازم بود اين موضوع در هنگام تفهيم اتهام مطابق ماده 129 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب روشن مي‌شد. بنابراين اگر اعمال خود موكل مستقيما متوجه نظام است در آن صورت بايد موكل فعاليتهاي به منظور براندازي و نيز انكار كليت نظام انجام داده باشد كه در ما نحن فيه اعمال موكل از موضوع اتهام خارج مي‌باشد چرا كه موكل در چارچوب قوانين مصوب نظام خواستار انجام بعضي از تكاليف قانوني نظام توسط خود نظام است كه اين استدلال مورد قبول اكثر حقوقدان معتبر حقوق جزا از جمله آقاي دكتر حسين مير محمد صادقي استاد دانشگاه بهشتي است كه بنده به جهات موافق بودن باآن نظريه عين نظريه ايشان را كه در صفحه 64 و 65 و66 كتا ب جرايم عليه امنيت و آسايش عمومي آورده شده عينا در اين « لايحه مي‌آورم لازم به ذكر است ايشان سخنگوي اسبق قوه قضائيه بودند ايشان مي نويسند« اين ماده مشابهي در قانون تعزيرات مصوب سال 1362 نداشت و در هنگام تصويب آن در مجلس شوراي اسلامي گاهي نگرانيهايي در مورد اين كه تصويب چنين ماده‌اي مي‌تواند باعث جلوگيري از ارائه انتقادات سالم شده و به مقامات دولتي امكان سوء استفاده را بدهد، به طوري كه با متقدين تحت عنوان تبليغ عليه نظام برخورد نمايند ابراز مي‌شد. براي فائق آمدن بر اين نگرانيها بايد به پيروي از رويه معمول در حقوق كيفري ماده را تفسير مضيق كرده و به واژه «نظام» كه در دو جاي ماده به كار رفته است، توجه لازم مبذول داشت. توضيح اينكه آن دسته از تبليغاتي مشمول اين ماده مي‌شود كه عليه كليت «نظام» و در واقع به قصد براندازي و يا به نفع گروهها و سازمانهايي انجام گيرد كه آنها قصد مبارزه با كليت «نظام» و براندازي را دارند. در غير اينصورت، يعني هر گاه انتقادي در مورد عملكرد يك مسول يا نهاد دولتي- بدون اين كه قصد كمك به برانداختن حكومت وجود داشته باشد- ابراز شود يا به نفع گروهها و سازمانهايي تبلغ شود كه فقط نسبت به بعضي از عملكردها انتقاد داشته ولي با كليت نظام مخالفتي ندارند. مورد از مشمول ماده 500 خارج خواهد بود. بنابراين ملاحظه مي‌نماييد كه چون موكل قصد براندازي نداشته و ندارد قاضي محترم رسيدگي كننده نتوانسته به صورت دقيق و شفاف علي رغم تذكر بنده در محاكمات مشخص نمايند يا حداقل اگر گروه و سازمان خاصي را مد نظر داشته‌اند به نام آنها اشاره نمايد.

5- همانطوريكه ملاحظه مي‌نماييد در ماده فوق مجازات مقرر 3 ماه حبس تا يكسال مي‌باشد. لذا مجازات ديگري اعم از جزاي نقدي و شلاق و تبعيد و ... در نظر گرفته نشده است. نظربه اينكه مسجد سليمان با اردبيل فاصله بسيار زيادي دارد، لذا تحميل زندان به موكل از مصاديق بارز تبعيد مي‌باشد كه معمولا در خصوص مجرمين خطرناك و قطاع الطريق در رويه قضايي ما اعمال مي‌گردد نه در مورد مجرمين سياسي و مطبوعاتي لذا نظر به اينكه اين مجازات خارج از محدوده قانوني ونهايتا مخالف اصل قانوني بودن جرم و مجازات ( ماده 2 قانون مجازات اسلامي) و نيز بند 1 ماده 15 ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي و اصل سي و سوم قانون اساسي و اصل سي و ششم همان قانون است لغو اين مجازات مورد استدعا است.

النهايه از مقامات محترم قضايي رسيدگي مجدد بصورت علني و نقض دادنامه صادره و صدور حكم برائت موكل را خواستارم.



با احترام

صالح كامراني وكيل آقاي عباس لساني PDFدانلودفایل
ادامه مطلب ...

گامی به سوی آزادی

بسمه تعالی
گامی به سوی آزادی
امروزه حقوق بشر حداقل در عرصه اندیشه و خصوصاً عرصه روابط بین الملل به صورت گفتان مسلط مطرح گردیده و دیکتاتورترین حکومت هم جرات مخالفت علنی با آن را ندارد. و کسی و هیچ حکومتی حداقل در حد گفتار به نقض آن افتخار نمی کنند بگذریم از اینکه هنوز هم حقوق بطور کلی و حقوق بشر به طور اخص نتوانسته خود را از تسلط قدرت و سیاست نجات بدهد این وضعیت در کشورهای جهان سومی وضعیت پیچیده و بغرنجی را به خود گرفته است ، حقوق بشر هر چند به طور نسبی از زمان تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر با لحاظ فراز و نشیب های مختلفی که طی کرده توانسته خود را به پارادایم مسلط شدن نزدیک کند ولی همچنان در عرصه های مختلف مدنی ، سیاسی، اجتماعی، محیط زیست، صلح و اقتصاد می لنگد.
در کشوری که ما زندگی می کنیم حقوق بشر مدعیان متنوعی را به منصه ظهور رسانده و هر کس و جریان و منجمله ای از ظن خود با این مساله مهم و جهانی برخورد می کند. حکومت با اعتقاد به نسبی بودن حقوق بشر در حوزه نظری و عملکردهای ملموس خود این پاردایم جهانی را در داخل با چالش عمده مواجه نموده است در مقابل ما با طیف متنوعی از مدعیان حقوق بشر مواجه هستیم که هر چند ادعای اعتقاد به جهانی بودن این مساله دارند ولی در عمل و اندیشه ابرازی خود به جهت رنج بردن از ضعف تفکر سانتراستی غیر مستقیم به همان راهی کشیده شده اند که معتقدین نسبیت حقوق بشر به آن رسیده اند و این مساله ادعای آنها را با چالش عمده ای مواجه کرده و عملاً نوعی اعتماد به جهانی بودن این پارادایم را دامن می زند . با لحاظ مقدمه نسبتاً طولانی فوق به بررسی وضعیت حقوق بشر در آذربایجان می پردازیم.
1- بررسی ماهیت جنبش ملی مدنی آذربایجان
جهت ورود به این بحث ناگزیر از بسط مساله و اشاره کلی به حرکت ملی آذربایجان هستم در علم حقوق خصوصاً حقوق اساسی و حقوق مدنی یکی از روشهای تحلیل تاسیسات و نهادهای حقوقی بررسی ماهیت حقوقی آن مساله میباشد در اینجا هم به جهت

ارتباط موضوع با حقوق بشر از آنروش تحلیلی بهره می برم. اولین بار از این روش در دفاع از هفته نامه شمس تبریز استفاده کردم هر چند در عرصه دفاع این روش هیچ ثمری به جهت عدم اعتقاد طرف مقابل به موضوع نبخشید ولی به نظرم تاثیر خوبی در دیدگاه و نحوه نگرش فعالین حرکت به پدیده های حقوقی حرکت گذاشت.
1-1- پیش زمینه عینی و ذهنی جنبش ملی آذربایجان جنوبی
بعد از اتمام جنگ سرد و افول ستاره ایدئولوژی چپ در عرصه جهانی و به تبع آن سقوط و فروپاشی شوروی که خود معلول تغییرات بنیادین در عرصه اندیشه و فکر و نظامهای فکری و فلسفی دوره مدرنیزم بود زمینه ظهور و حضور حواشی رانده شده به متن جامعه جهانی فراهم شد. به عبارت دیگر با افلاس نظام فکری تمرکز گرا و تمامیت خواه و یکسان ساز جهان وارد دوره پلورالیزم و تکثیر گرایی در حوزه های مختلف فکری ، فلسفی و هنری و سیاسی و... گردید. این تغییرات بنیادین بصورت عینی خودش را در عرصه تکنولوژی و ارتباطات و نظام های فکری و سیاسی نشان داد که یکی از نتایج آن ظهور جریانهای مختلف هویت گرا در منطقه خاورمیانه و مهمترین آن جنبش ملی مدنی آذربایجان بود البته نتایج این تحول و انقلاب مهم را در عرصه روابط بین الملل هم بالعین می بیند که در حال بنای نظم نوین جهانی است . جهانی که در حال تکوین بوده و به استقرار معینی نرسیده است، در نتیجه این تغییرات ما شاهد تولد نسل سوم حقوق بشر هستیم که بعد از کنفرانس جهانی 1992 حقوق بشر در واقع اعلام حضور نموده و برخوداری از صلح و همبستگی جهانی را با خود در حوزه هنجار سازی به ارمغان آورده و به بحث جهانی و نسبی بودن حقوق بشر در حوزه هنجاری نقطه پایان گذاشته است هر چند که در عمل و حوزه اندیشه هنور این چالش به قوت خود باقی است.
این تغییرات مهم اندیشه ای و استقلال آذربایجان شمالی و پایان جنگ هشت ساله ایران و عراق و افزایش ارتباطات بین دو آذربایجان و بطور کلی استفاده از ابزارهای نوینی چون اینترنت و ماهواره ...پایه های فکری این جنبش رادرسالهای پایانی قرن بیستم بنیان نهاد که ابتدا بصورت تمایل آذربایجانیهای جنوبی به افزایش ارتباط با برادران شمالی خود را نشان داد. جنگ قره باغ و تجاوز دولت ارمنستان به خاک آذربایجان و اشغال 20% از خاک آن

جمهوری و ارتکاب جنایت نسل کشی خوجالی توسط آن دولت و برخورد مساله دار دولت ایران با آن مساله از زمینه های مهم شکل گیری و هویت یابی آذربایجان جنوبی بود که خود را ابتدئاً به صورت اعتراضات دانشجویی و .... نشان می داد . با آگاهی هر چه بیشتر قشر آگاه ملت آذربایجان با حقوق اساسی خود زمینه طرح مطالبات قانونی و اساسی این ملت هم روزبروز بیشتر می شد بطوریکه با شروع دهه هفتاد شمسی ما شاهد تولد این جنبش در بین دانشجویان آذربایجانی هستیم و دانشگاهی نیست که دانشجویان آذربایجانی به فکر برگزاری مراسم شب شعر و موسیقی نباشند. یادم هست در سال 1371 ده روز از ثبت نام خود در دانشگاه شیراز نگذشته بود که در سلف سرویس دانشگاه شاهد تجمع دانشجویان آذربایجانی شدم که علت آن توهین به تورکها در یک برنامه تئاتر در دانشگاه شیراز بود که دانشجویان با اعتراض خود توانستند رئیس دانشگاه را مجبور به عذرخواهی کنند و ادامه تئاتر را متوقف نمایند از جمله آن دوستان آقای ایرج سلیمان زاده مدیر مسئول هفته نامه ارمغان آذربایجان بود که این مساله باعث تقویت روحی ما و اعتماد به نفس بیشتر در دیگر برنامه های بعدی شد. البته این مساله در دانشگاههای دیگر از جمله تبریز ، ارومیه ، تهران و ... با شدت بیشتر ادامه داشت و هر روز باعث هویت طلبی بیشتر دانشجویان می شد . دیری نپایید که این حرکت، خود را در انتخابات مجلس پنجم نشان داد و می توان گفت که برای اولین بار مردم تبریز در آن انتخابات به هویت خود رای دادند این جنبش در عرصه مطبوعات خودش را با انتشارات هفته نامه های امید زنجان ، مبین ، نوید آذربایجان ، شمس تبریز و ... نشان داد . این نشریات حقیقتاً نقش اساسی در انعکاس خواسته های هویت طلبانه ملت آذربایجان ایفا نمودند در دهه هشتاد ما شاهد حلوه های این جنبش در بین مردم بصورت شرکت عظیم و گسترده در قورلتای بابک و تولد نشریات متنوع و مختلف دانشجویی در دانشگاه های کشور هستیم . در شکل گیری پایه های جنبش ملی مدنی آذربایجان در دهه هشتاد نمی توان به نقش اساسی افراد و چهره های مستقل که هزینه های زیادی پرداخت کردند و می کنند و نیز نشریات متعدد دانشجویی و دانشگاههای متعدد اشاره ننمود. با فعالیت پی گیر این افراد و جریانها و نشریات داخل و خارج در نیمه اول دهه هشتاد درست در وسط دهه یعنی سال 1385 این

جنبش خود را بصورت یک جنبش تمام عیار در یک خرداد نشان داد البته در
شکل گیری زمینه های این جنبش نمی توان از تاثیر روشنفکران آذربایجان که در عرصه تاریخ و ادبیات قلم فرسایی نموده اند چشم پوشی نمود این اشاره گذار صرفاً جهت ورود به مساله اصلی و تبیین ماهیت جنبش می کنند که خود بحث تبیین ماهیت مقدمه طرح مساله اصلی یعنی حقوق بشر در مباحث بعدی است والا این حرکت رابا چند سطر نمی توان نشان داد.
1-2- ماهیت جنبش ملی مدنی آذربایجان
همانطوریکه در قبل اشاره نمودم، ماهیت یابی تاسیسات و نهادهای حقوقی روشی است که امروزه به طور وسیع در علم حقوق کاربرد داشته و در فهم مسائل و نیز نتایج آن که یک نتیجه عملی است تاثیر بسیار مهمی دارد و در این مقاله هم به جهت ارتباط مستقیم ماهیت جنبش آذربایجان با حقوق بشر و نتایج آن ناگزیر از استفاده از این تحلیل شدم. این روش تحلیل مبتنی بر استقرار بوده و پس از بدست آوردن پایه اصلی موضوعات مختلف؛ تحلیل گر بعد از الغای خصوصیت داده ها به یک حکم واحد در خصوص موضوع تحلیل می رسد. به عنوان مثال وقتی ما با تاسیسات حقوقی بیع (خرید و فروش) ، اجاره ، بیمه و ... مواجه می شویم متوجه می شویم که این تاسیسات حقوقی همه بعد از تلاقی دو اراده بوجود آمده است لذا به این نتیجه می رسیم که این تاسیسات یک قرارداد هستند لذا بایددر برخورد با این مسائل به عنوان تحلیل گر حقوقی، قاضی، وکیل دادگستری، قانونگذار و ... باید حکم یک قرارداد را به آنها بدهیم و الا به نتایج مبهم و خلاف واقع خواهیم رسید به عنوان مثال در مقابل این تاسیسات حقوقی تاسیساتی هستند که به هیچ عنوان در عالم حقوق نمی توانیم آنها را ناشی از اراده طرفین حساب کنیم مثل قتل که یک واقعه حقوقی می باشد اگر این تحلیل ها صورت نگیرد و فهم و استنباط مساله مشکل می شود و هم اینکه ما با نتایج غیر واقعی و غیر عادلانه مواجه می شویم به عنوان مثال اگر قتل را یک عمل حقوقی قراردادی بپنداریم آن وقت اجازه داده ایم که یک نفر با دیگری توافق کند که آن فرد را به قتل رساند و در مقابل مبلغ معینی را به وارث و یا شخصی که در قرارداد مشخص کرده اند بپردازد می دانید این کار به جهت برخورد

موضوع بانظم عمومی شدنی نیست لذا مشاهده می فرمایید که هر پدیده به ماهیت خاص خودش را داد و تعیین ماهیت هر پدیده اختیاری و دلبخواهی نیست ، ممکن است کسی یا گروهی در تعیین ماهیت یک موضوع دچار اشتباه شود و یا تلاش کند ماهیت مورد نظر خود را از آن پدیده استنباط کند و یا بدهد. ولی اگر واقعیت و اوضاع و احوال معلوم و مسلم آن پدیده و یا تاسیس بدقت و بدون اعمال غرض در نظر گرفته شود تقریباً اکثریت به یک نظریه مشابه خواهند رسید. البته خطای تحلیل همیشه به جهت نظری بودن مساله وجود دارد و در این خصوص من هم مستثنی از این قاعده نیستم . نمونه دیگر این تحلیل در خصوص پدیده هاو نهادهای سیاسی و اجتماعی مربوط به تاسیس حقوقی دولت (State) است که قرنها مورد مناقشه و کنکاش فیلسوفان و اندیشمندان و حقوقدانان بوده است در تعیین ماهیت دولت عده ای آنرا بر مبنای زور دانسته و گفته اند بر حسب طبیعت و اصل تنازع بقاء زورمندان به دیگران فائق شده و موفق به تشکیل نهاد سیاسی دولت می شود که البته دیگراین نظریه منسوخ شده و کسی را یارای دفاع از آن نظریه در حوزه اندیشه نبوده و هر چند در واقع ما شاهد (State) هایی از این نوع هستیم عده ای State را عطیه الهی دانسته و حاکمان را نماینده خدا در روی زمین می دانندلذا به ماهیت State جنبه اولویت داده و در تمام مناسبات داخلی و خارجی با این تحلیل برخورد می کنند که البته این جریان شامل طرفداران فره ایزدی و حاکمان مذهبی می شود که سلطنت طلبان و حکومت های مذهبی را در این گروه می توان دسته بندی کرد باسپری شدن عصر تاریک و قرون وسطایی و ورود اروپا به عصر مدرن (روشنگری) دیدگاههای مربوط به ماهیت State هم متحول شده و دانشمندانی همچون جرمی بنام، هگل ، مونتسکیو و نهایتاً ژان ژاک رسو ماهیت State را بصورت یک قرارداد اجتماعی تعبیر و تفسیر نمودند و بدین ترتیب در عناصر سازنده دولت مردم و نهایتاً ملت را دخیل کردند که آثار درخشان زیادی را نصیب بشر نمود. بنابراین بسته اینکه ماهیت یک نهاد سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی از چه خصوصیت علمی ، نظری و حقوقی برخوردار باشد نتایج و تاثیرات آن نهاد هم متفاوت خواهد بود لذا State یی که برخود دارد از ماهیت مبنی بر قرارداد اجتماعی است در سیاست داخلی اعم از حقوق اساسی و آزادیهای فردی و اجتماعی

مربوط به ملت و دولت و نیز در سیاست خارجی و نحوه نگرش آن به حقوق بشر، محیط زیست ، صلح جهانی و علم و دانش متفاوت از State ی خواهد بود که از ماهیت تئوکرات و ... برخوردار است لذا تعیین ماهیت جنبش ملی مدنی آذربایجان از باب مقدمه واجب که نتیجه بلافصل آن در صورت فراهم شدن سایر شرایط بر فرض اگر تشکیل یک State فدرال باشد خالی از فایده نبوده و نخواهد بود یک فایده آن از بعد نظری است برای آنهایی که علاقه مند و یا نیازمند به شناخت و تحلیل این حرکت هستند دوم قایده عملی آن است برای موسسین این حرکت، برای مخاطبین آن و حتی مخالفین این حرکت، با لحاظ مطالب فوق ماهیت جنبش ملی مدنی آذربایجان را که عبارت از عناصر زیر می باشند بیان می گردد:
1- ملی است: به این معنی که این جنبش از ماهیت ناسیونالیستی برخوردار بوده و در جهت تثبیت پایه های مکون ملت آذربایجان در ابعاد تاریخی ، فرهنگی ، زبانی ، جغرافیایی و بطور کلی هویتی به نام آذربایجان تلاش و فعالیت می کند که تغییرات و تحولات بنیادین فکری و سیاسی و ایدئولوژی در سطح جهان و نیز ترس از خطر انحلال و نابودی وجودی از علل مکون اصلی این بعد جنبش می باشد. لذا کسانی که این جنبش را نتیجه تحریک بیگانگان جهت کسب منافع خویش و یا صرفاً واکنش هیجانی ناشی از تشجیع آنی و موقتی احساسات قومی (قبیله ای) می دانند سخت در اشتباه و یا عملاً در بی راهه هستند کمااینکه جریانات سانترالیستی قیام 1 خرداد 1385 را با این تحلیل برخورد کردند و قیام مردم را ناشی از تحریک مردم به خاطر سوسک خوانده شدن توسط روزنامه ایران وانمود کردند کمااینکه شاهد تکرار این موضوع در روزنامه آفتاب یزد، مردسالاری ، زن روز و مجدداً ایران هستیم که بسیار اشتباه و یا مغرضانه می باشد و ناشی از عدم توانایی آنها از درک تحولات عملی و فکری و اندیشه ای در سطح جهان و منطقه می باشد . دلیل اشتباه آنها هم تکرار این حرکت بصورت آگاهانه ملت آذربایجان در سالگرد 1 خرداد 1385 در 1 خرداد 1386 است. مخصوصاً شعار «هارای ، هارای من تورکم» به خوبی این بعد ماهیت جنبش را به

خوبی آشکار و ثبت نمود. تلاش در جهت کسب حق تحصیل به زبان مادری، برگزاری مرتب روز جهانی زبان مادری، تلاش در جهت اعاده نام آذربایجان به اراضی تاریخی آذربایجان در 12 استان ایران، برگزاری مراسم سالگرد فاجعه خوجانی و ... نشانگر تثبیت این عنصر از ماهیت جنبش می باشد.
این بعد ماهیت جنبش ، نقطه افتراق جدی بین خود و سایر جنبش های ایدئولوژیک، قبیله ای و اجتماعی می گذارد بدین معنا که این بعد جنبش، ناظر به احیای حقوق ملی آذربایجان و هر آنچه که در تکوین ملیت آذربایجان اعم از زبان ترکی ، تاریخ آذربایجان ، ادبیات ، جغرافیا تاثیر مستقیم دارد می باشد. بنابراین اهداف این جنبش در داخل یک جنبشی که ناظر و یا مدعی پاسخگویی به مشکل کلی بشریت و جهان و آن جهان است اعم از چپ و راست نمی تواند محقق شود. و این نکته ای است که طرفداران واقعی آن جنبش باید توجه داشته و از اخطاط بحث و یا تلاشهای عبث جهت مبهم نمودن مساله خودداری کنند و صاحبان واقعی جنبش آذربایجان هم تکلیف خود را روشن نموده و انرژی خود را در اقناع بیهوده طرفداران آن جنبش هایی که اهداف دیگری را دنبال می کنند صرف نکنند این بعد نشانگر این واقعیت است که این جنبش به دنبال تکمیل پروژه ملت سازی است ملتی به نام آذربایجان و مشخصاً در 12 نهایت 13 استان موجود ، بنابراین همچنان که از یک قرارداد بیع نمی توان انتظار تولید آثار حقوقی اجاره و یا مضارعه را داشت از این جنبش هم نمی توان انتظار تولید آثار و اهداف در خصوص مناطق تورک نشین سایر نقاط ایران و یا خارج ایران داشت بنابراین آنهایی که این جنبش را مربوط به پروژه پان تورکیسم اگر وجود خارجی داشته باشد (البته پان تورکیسم جغرافیایی منظورم است) و یا وابسته به آذربایجان شمالی و به اصطلاح خودشان وابسته به جنبش پان آذریسم به معنای وحدت دو آذربایجان شمالی و جنوبی می دانند چه از طرفداران این جنبش و چه از مخالفین آن یا سخت در اشتباه هستند و یا مغرضانه به دنبال اهداف خاصی هستند البته این حرف به معنای افتراق مردمان موجود در دو آذربایجان از بعد هویتی و یا با سایر

ترکان ساکن در ایران و یا خارج از ایران نیست کما اینکه قطعاً بین دو قرارداد بیع و اجاره فصل مشترکی مهم به نام عقد و توافق بودن موجود است و هر دو از اصول و قواعد حقوقی و موازین قراردادها تبعیت می کنند . این بعد جنبش پاسخ محکم و نیز سد دفاعی عظیمی است در قبال اتهام زنندگان الحاقی گری و نیز در قبال طرفدارانی است که ندانسته این جنبش به جهاتی خارج از ماهیت و فلسفه آن تحت عنوان پروژه ها و یا ایده های چون تورکان ایران و یا وحدت سیاسی و یا جغرافیایی دو آذربایجان سوق می دهند. آنها قبل از اینکه در ماهیت و فلسفه وجودی چنین تاسیسی مدافعه کنند مبادرت به صدور حکم نسبت به ماهیت و شکل نهاد می کنند البته عده ای از سردلوزی و عده ای از سر عناد و دشمنی به عبارت دیگر قبل از اینکه در خصوص قرارداد و نوع آن از جمله اجاره و یا بیع بودن مساله، درک درست و روشنی داشته باشند صحبت از رسمی بودن و یا غیر رسمی بودن و نحوه نوشتن و بیان آن تاسیس می کنند که مساله قطعاً خلاف مقتضای ذات آن تاسیس و نهاد سیاسی ، اجتماعی و یا حقوقی است. و این است علت عدم توفیق یک شخص یا گروه و جریان خاص در درون این جنبش، علی رغم داشتن مقطعی کاریزمای سیاسی و یا امکانات و تریبون خاص در رهبری مورد نظرشان بر این جنبش ، به همین خاطر دانسته و یا ندانسته سعی در القای ایدئولوژی شدن حرکت در مقاطعی می کنند ولی به جهت غیر ایئولوژیک بودن این جنبش و تضاد با مقتضای ذات جنبش توفیقی حاصل نمی شود البته این از نقاط قوت این جنبش می باشد. در مقابل مخالفین این جنبش هم به جهت دشمن و مخالفت ذاتی و تاریخی با بعد ملی ماهیت آن، در هر تلاشی و قدمی که جهت انحراف آن از ذات اصلی خود می کند با شکست مواجه می شود و تلاش اینها از نوع تلاش بیهوده جهت پیوند دو ناهمجنس مثل پیوند درخت بید به سیب می باشد که مثلاً انتظار چیدن میوه انار دارند هر چند تلاشهایی می شود و زخمهایی به درخت سیب می زنند و مراقبتهایی از نوع خود می کنند ولی نتیجه ای حاصل نشده و نخواهد شد. مگر اینکه ماهیت ها را شناخته و به وجود هر ماهیتی احترام

قائل شده و نقاط اشتراک را بیابند ملی بودن این جنبش به معنی این است که با حرکات قبیله ای و فرقه ای نظیر آنچه که در کشورهای همسایه مثل عراق و یا بعضی از ملتهای همسایه دیده می شود فرق دارد چرا که هدف این جنبش نه برای تثبیت موقعیت سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی فلان قبیله و رئیس قبیله و یا قوم خاص و یا موقعیت رئیس و پیروان مذهبی فرقه ای خاص بلکه برای تثبیت موقعیت تاریخی ، اجتماعی ، سیاسی و جغرافیایی ملتی به نام ملت آذربایجان است بنابراین استفاده از الفاظ توهین آمیزی چون «اقوام» خرده فرهنگ محلی ، بومی و .... خلاف ذات و ماهیت این جنبش که در واقع نتیجه تبلور عینی و بلا فصل ملتی به نام آذربایجان می باشد است.
این خصیصه جنبش باعث افتراق آن با جنبش های صرف اجتماعی مثل، جنبش سبزها ، فمنیستها و نیز جنبش های مشابه آن نظیر جنبش های اجتماعی صنفی می باشد البته این به معنی مخالفت جنبش با این جنبش ها نیست بلکه باآن جنبش ها در چار چوب سیستم فکری ، نظری و بطور کلی ماهیتی خود ارتباط برقرار می کند که در بعد مدنی ماهیت این جنبش به آن اشاره خواهد شد. بنابراین آنهایی که این جنبش ها را در عرض جنبش ملی مدنی آذربایجان قرار می دهند و باعث خلط مبحث می شوند متوجه ماهیت ملی جنبش آذربایجان نیستند و یا نمی خواهند بشوند . مسائل این جنبش ها هم مسائل واقعی هستند که بعضاً خواسته هایش داخل در حقوق شهروندی است و بعضاً یک مساله مستقیم مثل مساله ملی هستندچیزی که اینجا مهم است این است که باید درتبیین ماهیت و فلسفه وجودی حرکت ملی مدنی آذربایجان بایدبه این مسائل در چار چوب سیستم فکری و نظری آذربایجان نگاه کرد کما اینکه در زمان حکومت ملی مرحوم پیشه وری برای زنان اولین حکومتی بود که در ایران حق رای و برخورداری از حقوق برابر با مردان داده شد و یادر حکومت ملی و دموکراتیک مرحوم محمد امینی رسول زاده هکذا مساله کارگران ، دهقانان که همه با خبر هستیم . این بعد حرکت است که همچون پادزهر آسیمیلاسیون الحاق گری توسعه طلبی و حتی ناسیونالیسم کور قبیله ای فرقه ای که در منطقه خاور میانه به وفور موجود میباشد عمل می کند . این بعد خود محصول تحولات ژرف فکری و

بنیادی بوده و با ناسیونالیزمی که با مبنای تئوکراتیک و فره ایزدی به مرحله شوونیزم و فاشیزم رسیده فاصله می گیرد و نوید صلح و امنیت را در منطقه بحران زده خاور میانه می دهد. بعد دیگر ماهیت جنبش آذربایجان «مدنی» بودن آن که از نظر اهمیت با بعد دیگر آن «ملی» برابری میکند و جنبش از افتان به چاه و حشتناک شوونیزم ، فاشیزم و نتیجه عملی آن یعنی تروریزم و نیز ژنوساید که در دوران پهلوی ها در زمان اسقاط حکومت ملی پیشه وری همچون لکه ننگ بر پیشانی تاریخ وجود زدند و یا فجایعی که در بالکان شاهدش بودیم می رهاند . این بعد صرفاً به معنی بسیط عدم خشونت نیست هر چند آن مساله را هم در بطن خودش دارا است ولی معنای وسیع حقوقی ، علمی و فلسفی دارد... این بعد حرکت می باشد که با حقوق بشر، دمکراسی و ارزشهای نوین بشری ارتباط تنگاتنگ پیدا می کند این بعد شامل ارزشها و اصول مورد قبول ملل متمدن که طیف وسیعی از حقوق مدنی ، سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ، فرهنگی را در بر می گیرد. موسسین این جنبش تحت تاثیر طبیعی جریانات فکری جهانی و انگیزه ها و تمایل طبیعی حفظ نفس که در اثر تبعیض فاحش حقوق ملی و مدنی و شهروندی آنها شکل گرفته بود ابتدا خواسته های خود را در قالب مطالبه حقوق و آزادیهای فوری اجتماعی منعکس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جمله اصول مندرج در مواد 9 – 15 – 19 – 20 – 49 مطرح و کم کم یا رشد و تکامل تدریجی خود، خواسته های خود را منبعث از کنوانسیون های متعدد حقوق بشری مطرح نمود، و با تمرین و حمایت عملی خود ضمن تاثیر از روند جهانی حقوق بشر اصول جدید و مدرن و نمونه عملی جهت تضمین حقوق بشر در این منطقه بحران زده جهان ارائه نمود نظربه اینکه بعد دوم حرکت ملی یعنی مدنی بودن آن در واقع عجین با مباحث حقوق بشری است در شماره های بعدی و فصول آینده به تبیین آن خواهیم پرداخت که در واقع زیر بنای حقوق بشر آذربایجان با عنایت به ماهیت جنبش ملی آذربایجان می باشد.
منابع :
1- حقوق اساسی و نهادهای سیاسی ، دکتر ابوالفضل قاضی شریعت پناهی
2- دکتر ناصر کاتوزیان ، قواعد عمومی قرارداد ها ، ج 1 .
ادامه مطلب ...

حكم محكوميت يك وكيل دادگستري به پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي را صادر كردند

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران

سرويس: فقه و حقوق - حقوق اجتماعي

قضات شعبه‌ي 42 دادگاه تجديدنظر استان تهران، حكم
محكوميت يك وكيل دادگستري به پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي را صادر
كردند.


به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري
دانشجويان ايران (ايسنا)، قضات شعبه‌ي 42 دادگاه تجديد نظر استان تهران
« صالح كامراني»، وكيل دادگستري متهم به «فعاليت تبليغاتي عليه نظام
مقدس جمهوري اسلامي ايران» را به پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي با
احتساب ايام بازداشت قبلي محكوم كردند.
براساس اين گزارش، شعبه‌ي 13 دادگاه
انقلاب تهران اين وكيل را به اتهام «فعاليت تبليغاتي عليه نظام مقدس
جمهوري اسلامي ايران» به يك سال حبس تعليقي به مدت 5 سال تعليق، محكوم
كرده بودند كه قضات شعبه‌ي 42 دادگاه تجديد نظر استان تهران دادنامه‌ي
فوق را با بررسي و در نظرگرفتن فقدان سابقه‌ي متهم، حبس تعليقي را به
پرداخت ده ميليون ريال جزاي نقدي با احتساب كسر مبلغ مطابق ايام
بازداشت قبلي تاييد كردند. اين وكيل دادگستري به دنبال
ناآرامي‌هاي چندي پيش در استان آذربايجان شرقي، در تهران دستگير و به
مدت 98روز در بازداشت بوده و قضات دادگاه تجديدنظر حكم قطعي او را
اعلام كرده‌اند تا پرونده جهت اجرا ارسال شود.

انتهاي پيام


کد خبر: 8604-14539


منبع خبر : http://isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-960520
ادامه مطلب ...





نامه تشکلها، نويسندگان، روشنفکران و نشريات آذربايجاني به رئيس جمهور اسلامي
ايران

به مناسبت سفر به آذربايجان در سالروز صدور فرمان مشروطيت در سال 1383


 








بسمه تعالي




 
رياست
محترم جمهوري اسلامي ايران

جناب آقاي حجت‌الاسلام محمّد خاتمي




امروز
حضرتعالي  براي چندمين بار در طول دوران رياست جمهوري خود قدم به سرزميني
مي‌گذاريد که تاريخ‌سازترين، پرافتخارترين و تأثيرگذارترين ايالت اين کشور
بوده است. مروري بر تاريخ چندين‌هزارساله اين مرز و بوم نشانگراين واقعيت
است که مردمان اين سرزمين خالقان و بانيان بسياري از مظاهر تمدّني
بوده‌اند.




آقاي خاتمي، سفر شما به آذربايجان  و مرکز آن تبريز که به
مثابه قلب تپنده آذربايجان است، مصادف با سالروز مشروطيت ميباشد، انقلابي
که براي اين ملت بعنوان بانيان و خالقان اصلي آن  و براي  شما بعنوان يکي
از سردمداران اصلاح‌طلبي که در تاريخ اصلاحات و دموکراسي کنکاشها نموده و
سخنها رانده‌ايد، شناخته شده مي‌باشد.




همچنان که انقلاب مشروطيت براي ملت ما بعنوان يکي از
تابناکترين دوره‌هاي تاريخمان از اهميت خاصي برخوردار است، اما مطالعه  و
نقد و بررسي تحولات بعد از مشروطيت و سير تحولات سده اخير نيز بدليل
تأثيرات بسيار تلخ و ناگوار آن بر سرنوشت فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي  و
سياسي اين ملت، داراي اهميت بسياري است.




جناب رئيس جمهور،  در طول يکصد سال اخير چندين نسل متمادي
از بهترين فرزندان آذربايجان قرباني  اهداف سياسي پليدي  شده‌اند که ضايعات
جبران ناپذير اجتماعي و سياسي آن بر کسي پوشيده نيست.




مشروطيت ظهور انديشه‌هاي مثبت و نويني چون آزادي، دموکراسي،
شورا، انجمنهاي ايالتي و ولايتي است که همه آنها قرباني تفکرات وارداتي
منفي و ديکته‌شده توسط استعمارگران غرب در قالب شووينيسم و پان‌آريانيسم
گرديدند.




آقاي خاتمي، پس از انقلاب مشروطيت استعمار خارجي با همکاري
و هماهنگي ارتجاع و استبداد داخلي عموماً با تظاهر به دموکراسي و
آزاديخواهي و به بهانه حفظ وحدت کشور انتقام خويش را از ملت آذربايجان به
خاطر آگاهي و شجاعتش گرفتند و با اعمال انواع سياستها پتانسيل سياسي،
اقتصادي و اجتماعي آذربايجان را تحليل داده و در راه آسيميلاسيون و از بين
بردن هويت فرهنگي و تاريخي اين ملت گام برداشتند. قيام شيخ محمد خياباني،
فرقه دموکرات آذربايجان و حزب خلق مسلمان در آذربايجان همگي به درجات مختلف
در تقابل با اين سياستهاي تبعيض‌آميز و سانتراليستي دولتهاي مرکزي صورت
گرفته‌اند.




در دوران جمهوري اسلامي اگرچه نمودهاي آشکار شوونيسم از
سياستهاي کلي کشوري رخت بربست، ولي عمق نفوذ ريشه‌هاي آن در ارکان مختلف نه
تنها نگذاشت گامهاي عملي چنداني در راه احقاق حقوق اقوام و ملل ايران
برداشته شود که در بعضي موارد نيز اعمال سياستهاي قهرآميز بهمراه تجزيه و
تحليلهاي سطحي وضعيت را  پيچيده تر کرد.




آقاي رئيس جمهور، فرزندان ملت آذربايجان، در سالهاي پس از
پايان جنگ تحميلي با اتکا بر پشتوانه تاريخي چنددهه‌اي خود حرکتي را آغاز
کرده‌اند که امروزه در ادبيات سياسي بعنوان «حرکت ملي آذربايجان»
شناخته مي شود. خواسته ها و ديدگاههاي اين حرکت در قالب صدها طومار،
بيانيه، نطق علمي يا سياسي و طي هزاران برگ بصورت مکتوب عرضه شده است که
متأسفانه از طرف کل حاکميت بطور اعم و دولتمردان کابينه شما و شخص جنابعالي
بطور اخص با بي‌مهري و سکوت مواجه شده‌است که اين نحوه برخورد، براي شما
بعنوان منادي اصلاح طلبي کارنامه‌اي مناسبي نمي­باشد.




آقاي خاتمي، ما تشکلها، نويسندگان، روشنفکرا
ن
و نشريات آذربايجاني ضمن خوش آمدگويي به جنابعالي و هيئت همراه، فرصت را
غنيمت شمرده، مجدداً به طرح برخي از خواسته‌هاي خود ميپردازيم و اين بار از
حضرتعالي ميخواهيم  به حرمت خاکي که پاي در آن نهاده‌ايد و به حرمت سالروز
صدور فرمان مشروطيت،  مهر سکوت خويش را بشکنيد و تأييد يا عدم تأييد
مطالبات قانوني زير را اعلام فرماييد:




 




1- اجراي اصل 19 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و تأمين
برابري و عدالت در تمامي سطوح فردي، قومي و ملي




2- اجراي اصل 15 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بر اساس
تفسير آن در قالب روح  برابري تأکيد شده در اصل 19 اين قانون




3- اجراي کامل قانون احزاب و مطبوعات و پرهيز از هرگونه تبعيض
در اعطاي مجوز به تشکلها و نشريات فعال در عرصه‌هاي قومي و ملي




4- به رسميت شناختن فعاليتهاي سياسي فعالان قومي و ملي و پرهيز
از هرگونه اعمال فشارهاي امنيتي و غيرقانوني




5- تهيه و ارائه لايحه مبارزه با تبعيض قومي و ملي و نفي
هرگونه تفکرات شوونيستي  به مجلس جهت تصويب و اجراي آن در تمامي ارکان
حاکميت و دولت




6- لحاظ نمودن علايق فرهنگي و اقتصادي آذربايجانيها با ملل
همسايه در سياست خارجي و ايجاد بستر مناسب  جهت گسترش روابط اقتصادي، تجاري
و فرهنگي آذربايجان با کشورهاي منطقه  




7- اتخاذ سياستهاي عملي در جهت نفي سانتراليسم اداري و توسعه
بودجه و اختيارات مديران محلّي




 




جناب آقاي رئيس جمهور، يکي از آرزوهاي ديرين ملت آذربايجان
انتقال تربت پاک ستارخان سردارملي و شيخ محمّد خياباني چکيده انقلاب
مشروطيت به زادگاه و سنگر مبارزاتيشان تبريز است و تصور ميکنيم اگر عملي
نمودن خواسته‌هاي فوق‌ نياز به برنامه‌ريزي و صرف زمان نسبتاً طولاني و
هزينه قابل توجه باشد، اما اين خواسته کوچک  و کم هزينه ميتواند در ظرف چند
روز جامه عمل بخود بپوشد. اين اقدام  ميتواند در رفع بسيار از سوء تفاهمات
في‌مابين مؤثر بوده، به عنوان يک قدم مثبت عملي و با قابليت تحقق سريع
خاطره خوشي را در آخرين روزهاي رياست جمهوريتان در اذهان مردم باقي گذارد.
لذا اميدواريم با صدور  دستوري مؤکد  اين درخواست طبيعي هموطنان آذربايجاني
جامه عمل بپوشانيد. 



 





مجمع دانشگاهيان آذربايجاني- جمعيت جوانان آذرتوپراق- نشريه اؤيرنجي- نشريه
اؤيرنجي باخيشي- نشريه يول- نشريه سايان- نشريه دان اولدوزو- دکتر حسن
جعفرزاده- رسول حکمي- موسي حکمي- حسن راشدي- دکتر صمد سرداري­نيا- مهندس
عليرضا صرافي- دکتر علي عليزاده- مهندس آيدين صادقي- فرزاد صمدلي- حسين
عليزاده- مهندس جعفر کيوانچهر- حسين کيوانچهر- عباس لساني- ايلقار مرندلي-
شهرام ميرزايي- مهندس سعيد نعيمي- مهندس مهدي نعيمي- ياشار کرمي- حسين
اقبالي کويج- صالح کامراني- دکتر محمد بدلي مشاهير- مهندس تايماز نظمي-
دکتر حسين سلطاني- رسول عاطفي فر- بهزاد سليمان پور- الناز رضايي- مهندس
احمد والايي- حميد والايي- احمد حضرتي- رحيم عليزاده- رحيم زارعيان- علي
پورکرمي- فرهاد موسوي- عين ا... حسين پور- زهره وفايي- ستار دادخواه- محمد
عزيزي- رضا ممي زاده- محمد عالي- سيروس مرامي- روزبه حسين زاده- ذلفقار
کمالي- فرشيد ديلمقاني- عليرضا فرشي- داوود ائلدنيز- مهندس غلامرضا اماني-
مناف سببي- دکتر توحيد ملکزاده- اسماعيل جوادي- مجيد جوادي- غفار ابراهيمي-
چنگيز بخت آور- بابک بخت آور- هدايت ذاکر- مجيد محمدي- مهرداد سعادتي- حسن
هرگلي (دميرچي)- بابک هرگلي (دميرچي)- پروين سلطاني- قادر سلطاني- عباس
دهقاني- رضا ملکي علمداري- مهدي دهقاني- فومن عربيان- مجيد اميني- مهدي
عليپور رفيع- محمدعلي پورخواه- حسين فيروزمندي- تايماز عبدالهي- فاضل
خدادادي- رامين سلطاني- منوچهر پناهي- اميد شکري- بابک درزي- مسعود
ديلمقاني- وحيد منافي- سيروس عباسي- دکتر فرخ ميرزاطلوعي- رسول کامران
کشتيبان- اسلام بابازاده- ياشار دباغ- لطيف فرج زاده- علي جعفرزاده قره
ضياالدين- دکتر اصغر ستاري- نعمت اله مهدي زاده- ارکين موسوي- عليرضا
اشرفي- دکتر محمد مخفيان- دکتر عليرضا عبدالهي- سيروس عباسي- محرم
ابراهيمي- محرم ولي پور- جعفر مرغدار سردرودي- رحيم مکائيلي پور- علميه
قرايي- مجيد آراسته- اسماعيل سرور-




  
 


Azbiltop.com

ادامه مطلب ...